
غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
12پس برای چه من دارم او را میآورم؟ شما بدانید این کسی که من الآن او را میآورم و در اینجا نصب میکنم، امروز سختترین روز عمر او است که دارد بر او میگذرد! شاقّترین روز عُمر امیرالمؤمنین همین روز بوده است که پیغمبر آمدند او را منصوب کردند. خیال میکنید امیرالمؤمنین نشست و کیف کرد و گفت: بهبه، نگاه کن پیغمبر آمده است دارد من را به امامت [منصوب میکند]...؟! اینها برای ما است؛ بله، اگر پیغمبر این کار را میکرد دیگر با دُمِمان گردو میشکستیم و قند در دلمان آب میکردیم و از این بازیهایی که داریم میبینیم! ولی برای امیرالمؤمنین سختترین روز است.
سختترین روز پیغمبر آن روزی بود که در غار حراء به او وحی نازل شد؛ همانطوریکه مرحوم آقا فرمودند:
«هیچ ساعتی بر پیغمبر سختتر از آن ساعت نگذشت که ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ * ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ﴾1 آمد.»
و آن جریانی که بعداً اتّفاق افتاد و رسول خدا از شدّت آن بارقهها و واردههایی که در این مسئله احساس کرد، به تب و لرز افتاد2 که ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ * قُمۡ فَأَنذِرۡ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾3 آمد و مربوط به همان کیفیّت نزول این واقعۀ عظیم برای پیغمبر بود.4 چنانکه مرحوم آقا میفرمودند که در روایت دیگری از رسول خدا هست که دارد: «شَیَّبَتْنی سورةُ هود؛ سورۀ هود مرا پیر گردانید!»5و6 در روایت دیگری داریم: «لمکانِ هذِه الآیة.» آن آیهای که دارد: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾؛7 «نسبت به آنچه امر شدی، استقامت کن.» فوری کنار نکش، فوری نگو: این مردم [هدایت] نمیشوند دیگر، پس خداحافظ شما! بروم با همین چند تا اصحابی که دارم، مسئله را [دنبال] کنم دیگر! ﴿فَٱسۡتَقِمۡ﴾؛ رسول خدا فرمود: «این آیه مرا پیر کرد!»8 میدانید چرا رسول خدا را پیر کرد؟ چون آن مسئولیّتی که پیغمبر در دلش احساس میکرد، به اندازۀ سر مویی در ما وجود ندارد. اگر ما هم آن مسئولیّت را ـ حالا نه همهاش را، یک مقدار و یک بند انگشتش را ـ احساس میکردیم، ما هم پیر میشدیم. اگر آنچه را او احساس میکرد و آن ابوّتی را که او احساس میکرد و احساس پدرانهای را که او داشت، ما هم یکچنین احساسی داشتیم، ما هم میگفتیم: شَیَّبَتنی سورَةُ هود! ولی، خدا میداند که به چه شخصی چه سعه و خصوصیّاتی بدهد.
- سوره علق (٩٦) آیه ١. امام شناسی، ج ٧، ص ١٢٧:
«بخوان به نام پروردگارت که آفریده است.» - التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السّلام، ص ١٥٧.
- سوره مدّثّر (٧٤) آیات ١ ـ ٣. معاد شناسی، ج ١٠، ص ٢٤٧:
«ای دثار و ردا بهخود پیچیده، برخیز و پروردگارت را به بزرگی یاد کن.» - أنساب الأشراف، ج ١، ص ١٠٨؛ إمتاع الأسماع، ج ٣، ص ٣١؛ صحیح مسلم، ج ١، ص ٩٩؛ مسند أبییعلی، ج ٤، ص ١٥٩؛ صحیح ابنحبان، ج ١، ص ٢٢٢؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ١٦٧.
- علل الدار قطنی، ج ١، ص ٢٠٩ و ٢١١؛ الطبقات الکبری، ج ١، ص ٣٣٥ و ٣٣٦؛ سنن الترمذی، ج ٥، ص ٧٦؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص ٣٠٤؛ المعجم الکبیر، ج ٦، ص ١٤٨؛ مسند أبییعلی، ج ١، ص ١٠٢؛ المصنف، ابنابیشیبة الکوفی، ج ٧، ص ٢٠١؛ المصنف، صنعانی، ج ٣، ص ٣٦٨.
- نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٢٦٣:
«و از حضرت رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم خطبهها و بیانهایی وارد است که در آنها مردم را در تمسّک به قرآن و تدبّر در آن ترغیب و تحریص میکند، و در هدایتجویی در سایۀ آن و استضائه و استناره به نور آن تشویق و تحریص مینماید. و خود آن حضرت در آنچه را که دعوت میکرد بهسوی کمال و عمل به آن، از همۀ مردم سزاوارتر بود که بدانها عمل کند و پایبند باشد، و از جمیع مردم سرعتش و سبقتش بهسوی هر خیری بیشتر بود.
و در روایت مشهوره آمده است که گفت: ”شیّبتنی سورةُ هود؛ سورۀ هود مرا پیر کرد و موی سر و رخسارم را سپید گردانید.“ حضرت با این گفتار خود اشاره میکنند به گفتار خداوند متعال در این سوره که: ﴿وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ﴾؛ «پس استقامت و پافشاری کن همانطور که بدان مأمور شدی.“ این آیه در دو جای قرآن وارد است: اوّل در سوره هود، صدر آیه ١١٢: ﴿فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطۡغَوۡاْ﴾؛ دوّم در سوره شوری، صدر آیه ١٥: ﴿فَلِذَٰلِكَ فَٱدۡعُ وَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾. و ازاینرو در بعضی روایات آمده است: ”شیّبتنی سورةُ هود و أخواتها.“
شیخ أبوالفتوح رازی در تفسیر خود، از طبع مظفّری، ج ٣، ص ١٠١ گوید: عبداللَه بن عبّاس گفت: هیچ آیت به رسول علیه السّلام نیامد از این آیت سختتر، و بر آن گفت اصحابان را آنگه که او را گفتند: ”یا رسول اللَه، أسرع إلیک الشّیب؛ پیری به تو شتافت!“ گفت: ”شیّبتنی سورةُ هود؛ سوره هود مرا پیر کرد.“ و فی روایة: و أخواتها ـ انتهی.» - سوره هود (١١) آیه ١١٢. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ١٧:
«و در این امر همانطور که مأمور هستی پایداری کن!» - الجامع لأحکام القرآن (تفسیر القرطبی)، ج ٩، ص ١٠٧؛ سیر أعلام النبلاء، ج ١٦، ص ٤٢٤.
- سوره علق (٩٦) آیه ١. امام شناسی، ج ٧، ص ١٢٧:
