غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
12بزرگان میآیند و غل و زنجیر را برمیدارند. همین مطلبِ ایشان، برداشتن غل و زنجیر است؛ یعنی باید فکرت را آزاد کنی و نباید گیر و بند ظاهر باشی. اینکه الآن در اینجا این موقعیت را پیش بیاوریم و در آنجا آن موقعیت را پیش بیاوریم نباید باشد، بلکه باید بهدنبال واقعیّت رفت! الآن اینکه او پدر من است بهجای خود محفوظ؛ ولی حالا چون پدر من است، من باید بیایم و برایش تبلیغات کنم و پوستر چاپ کنم و اینطرف و آنطرف سالگرد بیندازم و اعلان کنم؟! تمام اینها غل و زنجیر است، همان چیزهایی است که باید از پای ما برداشته بشود، ولی متأسفانه دائماً به خودمان اضافه میکنیم!
مکتب عرفان، تنها مکتب رهایی بخش انسان از غل و زنجیرها
حالا کدام دسته و کدام طائفه غل و زنجیر را از پای انسان برمیدارد؟ شما رفقا افرادی نیستید که از پشت کوه به اینجا آمده باشید، شما همه جا را رفتهاید و همه جا را گشتهاید و به همه جا سر زدهاید و از همه جا خبر دارید. کدام مکتب میآید این آیۀ قرآن را در حقّ مردم پیاده کند؟ مکتب عرفان یا سایر مکاتب دیگر؟ مرحوم آقا که اگر منبری از ایشان تعریف کند از پایین میگوید که آقا از ما صحبتی نکنید و وقتی میآید پایین میگوید: اگر ایندفعه تعریف کنید دیگر عذر شما را میخواهیم؛ یا آن کسی که اگر از او تعریف نکنند پاکت منبری را نمیدهد؟
کدام مکتب؟ کدام راه و کدام مدرسۀ علمی؟ ـ مدرسه به معنای مکتب ـ کدام مدرسه این معارف را به انسان میآموزد؟ کدام مدرسه این حقایق را به انسان میآموزد؟ کدام مدرسه ولایت را به انسان میآموزد؟ کدام مدرسه حرّیت را به انسان میآموزد؟ کدام مدرسه آزادی را به انسان هدیه میدهد و میبخشد؟ کدام مدرسه؟ مدرسۀ اولیای الهی، مدرسۀ شیعه امیرالمؤمنین، آن مدرسه!
منصب ولایت، پر مشقّتترین منصب
شما خیال میکنید در امروز که روز نصب امیرالمؤمنین علیه السلام به خلافت و وصایت بلا فصل و امامت است، آیا امیرالمؤمنین از این منصب خوشحال شد؟ واللَه به جان خودش قسم حاضر بود تمام کوههای عالم را بر سرش بزنند، ولی این منصب را به او ندهند! به جان خودش قسم میخورم! چون غیر از دردسر و گرفتاری و مشقت و سر و کله زدن با یک مشت حیوان [چیز دیگری برایش نداشت.] همین حضرت ابوبکر و حضرت عمر برای همین غل و زنجیرها حاضر میشوند دختر پیغمبر را تکهتکه کنند!1 تکهتکه کردند یا که این هم دروغ است؟ همینها آمدند دختر پیغمبر را تکهتکه کردند برای اینکه امیرالمؤمنین به خلافت نرسد و نصب نشود. حالا مگر این خلافت برای امیرالمؤمنین چه نقل و شیرینیای آورد؟ چه راحتیای آورد؟ او که سر جایش هست، چه اینکه پیغمبر او را در روز غدیر نصب به خلافت بکند یا نکند، او امیر است، او امام است، او ولیّ است، او دلش با خدا متحد است.2
- بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ١٥٥ ـ ٢١٩، باب ٧: ما وَقعَ علیها مِن الظّلم و بُکائها و حُزنها و شِکایتها فی مَرضها إلَی شهادتها و غسلها و دَفنها و بیان العِلّة فی إخفاء دَفنها صلواتُ اللَه علیها و لعنةُ اللَه علَی مَن ظَلمها.
- امام شناسی، ج ٧، ص ٥٤:
«باید دانست که این نصب به مقام امامت و خلافت، شأنی از شؤون ظاهری آن حضرت نیست که موجب راحتی و سعه و مقامی باشد که بدان خشنود میگردند و در برابر آن جشن میگیرند و سرور و وجد دارند؛ بلکه موجب تحمّل مسئولیّت و تعهّد در برابر انجام آثار و لوازم، و از عهده بیرون آمدن از وظایف آن بهنحو احسن است. و این چقدر مشکل و طاقت فرسا است و چه پیامدهایی در پی دارد که باید با قدم صبر و آرامش از همۀ آنها عبور کرد؛ از جمله مثلاً سکوت و عدم دست بردن به قبضۀ شمشیر است، طبق وصیّت رسول خدا در آنوقتی که حق را میبرند و ناصر و معینی هم نیست.
در حقیقت نصب به مقام ولایت، نصب به مقام بردباری و تحمّل و متانت برای تمام این وقایع و حوادث است. نصب به صبر و بردباری در برابر تمام حوادثی است که بعداً تا روز قیامت، راجع به ولایت برای صاحب ولایت پیدا میشود. اعلان تحمّل و استقامت برای پیشآمدهایی است که در سدّ راه ولایت هر روز و هر زمان، شیطان و نفس امّاره بهوسیلۀ نفوس جاهل و بیخبر پیش میآورد و برای عدم وصول به حضور جلوگیر میگردد.
پس روز غدیر چه روز مشکل و چه میعاد طاقت فرسا و چه ملاقات کوبنده و شکنندهای برای امیرالمؤمنین بوده است و چه روز عظیم و پر ابّهت و جلالی بوده است!
و چنین تصوّر نشود که روز مسرّت و شادی از نقطهنظر شؤون دنیوی بوده است، بلکه مطلب بر عکس است.
همچنانکه روز بعثت رسولاللَه در غار حراء اولین روز نزول در عالم کثرت، و مأموریت سر و کار پیدا کردن با ابوجهلها و ابولهبها و ابوسفیانها، و روز تحمّل مصائب و شدائد تبلیغ رسالات خدا، و ایتمار به امر الهی در شکستن بتهای جاهلیّت و تصفیه و تهذیب نفوس، و مدارا و مماشات با یک جهان از افکار مردم جاهل که بزرگترین مصائب را براساس جهل خود به بار میآورند، و بر رسول خدا تحمیل میکنند، میباشد.
فلهذا رسول خدا به خود لرزید، و چون به منزل آمد از شدّت هیبت و عظمت این امر بر روی زمین افتاد، گلیم و لباس و دثار بر خود پیچید و در گوشهای افتاد که جبرائیل فرود آمد و آیۀ ﴿قُمۡ فَأَنذِرۡ * وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ﴾١ را بهدنبال خطاب ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ﴾٢ و ﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾٣ را بهدنبال خطاب ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ﴾٤ فرو خواند.
پیغمبر میداند که این ولایت امر برای علی بن ابیطالب چه چیزهایی را بهدنبال دارد؛ از ضرب و شتم و قتل و اسارت فرزندان، و مانند آینه در مقابل خود میبینید و برای رضای حضرت ربّ ودود ـ جلّ و عزّ ـ همه را تمکین میکند و با اطاعت و تسلیم در برابر آیۀ ﴿بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ﴾٥ به جان و دل میپذیرد، و علی نیز همه را به جان و دل قبول میکند و با آغوش باز استقبال میکند و دعوت حق را لبّیک میگوید و برای اطاعت و تسلیم در برابر آن سر از پا نمیشناسد.»
١) سوره مدّثر (٧٤) آیه ٢ و ٣.
٢) سوره مدّثر (٧٤) آیه ١.
٣) سوره مزّمل (٧٣) آیه ٢.
٤) سوره مزّمل (٧٣) آیه ١.
٥) سوره مائده (٥) آیه ٦٧.

