غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
11چند روز پیش در همین ایام زیارتی در مشهد مشرف بودم، از صحن که بیرون آمدم چند تا خانم که از دانشگاه طهران برای زیارت آمده بودند و خیلی هم با صفا بودند، همینکه مرا دیدند گفتند: «آقا، قبر آقا شیخ حسنعلی نخودکی کجا است؟» گفتم: «قبر امام رضا اینجا است!» یک نگاه به من کردند و تعجب کردند که چرا اینطور جواب دادم! ما میگوییم قبر حاج شیخ حسنعلی نخودکی کجا است، او میگوید: قبر امام رضا اینجا است! دوباره گفتند: «منظورمان آقا شیخ حسنعلی نخودکی است!» من هم دوباره گفتم: «منظور من هم امام رضا است، قبر امام رضا اینجا است!» اهل فهم بودند، لذا منظورم را فهمیدند و مطلب را گرفتند. گفتند: «از راهنماییتان خیلی متشکریم!» گفتم: «عزیزان من، وقتی کسی به زیارت امام رضا میآید، دیگر نباید سراغ شیخ حسنعلی و غیر شیخ حسنعلی برود، فقط زیارت امام رضا و بس! بله، اگر خواستی به منزلت بروی اشکالی ندارد، اما اینکه از زیارت امام رضا برگردی و دنبال قبر حاج حسنعلی بگردی برای چیست؟!»
آن مرد، مرد بزرگی بود، از اولیاء خدا بود، صاحب کرامت بود، صاحب نفس بود، مرارتها کشیده بوده، مجاهدتها کرده بود و الآن یک تار مویش هم پیدا نمیشود!1 بله، ما همۀ اینها را قبول داریم، ولی امام رضا فقط امام رضا است و بس! تمام شد.
همۀ ما خادم امام رضا هم به حساب نمیآییم، و همۀ ما در هر مرتبهای که باشیم باید قدر و موقعیت و حریم خودمان را بدانیم. اینجا جایی است که شوخی برنمیدارد؛ اینجا جایی است که غیرت خدا در اینجا تجلّی کرده است؛ اینجا جایی است که آن مقام عظمت و بهاء در اینجا جلوه کرده است و خدا هم غیر نمیشناسد و دو برنمیدارد. ولیّ خدا این است، امام این است و انسان باید این مطلب را مدّ نظر قرار بدهد.
این مطلب را خدمت رفقا عرض کردم که هم به این نکته توجه داشته باشیم و هم در این قضیه یادی از مرحوم آقا بشود تا ما هم از این نقطهنظر فیضی برده باشیم.
- جهت اطلاع از شخصیّت مرحوم نخودکی اصفهانی رحمة اللَه علیه، رجوع شود به سیرۀ صالحان، ص ٣٥٩؛ سرّ الفتوح، ص ١١١.

