وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
9بعد هم که به خلافت رسید، تازه اول گرفتاری بود؛ جنگ راه انداختند، طلحه و زبیر رفتند و عایشه زن پیغمبر را از منزل بیرون کشیدند و او را فرماندۀ لشگر کردند ـ چیزی که اصلاً در آنموقع سابقه نداشت ـ و به خلقاللَه گفتند: «بفرمایید که زن رسول خدا، أمالمؤمنین، بر علیه قاتل عثمان خروج کرده است!» واقعاً چقدر بیحیا بودند! حیا هم حدّی دارد! چقدر آدم در اینجا باید بر اینهمه بیحیایی تأسّف بخورد! خیلی عجیب است!
ابنأبیالحدید این قضیه را در شرح نهج البلاغه نقل میکند. میگوید:
«وقتی که امیرالمؤمنین در جنگ صفّین پیروز شد، همه میگفتند که عایشه را میکُشد. برادرِ عایشه، محمّد بن ابیبکر (که از آن شیعههای صد در صد خُلَّصِ امیرالمؤمنین بود و در او حرفی نبود؛ یکهمچون پدری و یکچنین پسری!) را فرستاد. گفت: ”برو به عایشه بگو دستت درد نکند! مگر پیغمبر نگفت: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾؛1 در منزلتان بنشینید؟! این بود کاری که انجام دادی؟!“
بعد محمّد بن ابیبکر رفت به خواهرش گفت: ”ای کاش در زمین فرو میرفتم و چنین روزی را نمیدیدم که تو ننگ برای من و برای اسلام بشوی که بگویند زن پیغمبر آمده و در مقابل خلیفۀ رسول خدا به این مسائل و مطالب دست زده است!“
بعد امیرالمؤمنین او را به مدینه فرستادند. بیست نفر زن را لباس مردانه پوشاندند و بهصورت و شمایل مرد نقابدار درآوردند و گفتند که او را احاطه کنند. و یک عدّۀ دیگری از مردها را هم گفتند که از پشت سر به فاصلۀ یکی دو کیلومتریِ او بروند و دور عایشه باشند و متوجّه باشند تا اینکه قُطّاعالطّریق که در بیابانها هستند، یکوقت [حمله نکنند].
در تمام مدّت، عایشه داد میزد: ”ببینید که این مرد چطور حریم رسول خدا را شکسته و زن رسول خدا، أمالمؤمنین را در بین بیست مرد قرار داده است! اقلاًّ دو تا زن با من نفرستاده است!“ اینها هم هیچ نمیگفتند (چون لابد از صدای آنها پیدا بود که زن هستند؛ حضرت صدای آنها را که دیگر عوض نکرده بود!) مدام ناسزا گفت و طعنه زد و صحبت کرد تا رسیدند به مدینه و نقابها را برداشتند و دیدند همۀ اینها زن هستند.»2
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٣٣. امام شناسی، ج ١٣، ص ١٠٩:
«و در خانههای خود متمکّن و مستقر گردید و مانند دوران جاهلیّت با خودآرایی بیرون مشوید!» - شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج ١، ص ٢٣؛ الجمل و النصرة، ص ٤١٥.
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٣٣. امام شناسی، ج ١٣، ص ١٠٩:

