اهمّیت استقامت در مسیر حق
9اهمّیت جنبۀ باطن بر ظاهر
حالا این مسئلهای را که خدمتتان عرض کردم به جنبۀ ظاهری انسان برمیگردد؛ اما جنبۀ واقعی انسان، همان انسان و همان خود است! همان وجودی که بعد از این زنده است و بعد از این قرار دارد و بعد از این به حیات ادامه میدهد و کمال پیدا میکند! اتفاقاً هر چه بر این بدن زمان بگذرد، فرسودهتر و لاغرتر میشود و سلولها از بین میروند تا اینکه میگویند بسم اللَه، بفرمایید! دیگر تمام شد و پروندۀ این بدن بسته شد! اما پروندۀ آن بدن و آن نفس باز است و در آنجا دیگر فرسودگی راه ندارد، چون سلولهای روح و نفس ما هیچوقت فرسوده نمیشوند و اگر فرسوده بشوند طور دیگری فرسوده میشوند. وقتی خدا ما را خلق کرد، دیگر مُهر ابدیّت بر ما زده شد؛ ما دیگر هستیم! تا وقتی که خلق نکرده بود نه؛ اما همینکه ما را خلق کرد، دیگر این پرونده باز شد و دیگر بسته نخواهد شد. حالا اینکه ما در این پرونده چه بنویسیم، یک مطلب دیگر است. آیا در این پرونده دروغ و کلک و دزدی و خیانت بنویسیم، یا در این پرونده عبادت و رضای الهی بنویسیم؛ آن دیگر بهدست ما است، ولی پرونده دیگر بسته نخواهد شد؛ اما پروندۀ جسم انسان فردا بسته میشود.
همین الآن که من دارم با شما صحبت میکنم، چند نفر در بیمارستانها فوت کردند؟ ساعت بزنید و ببینید تا ظهر چند نفر در طهران، در ایران، در بیمارستانها، در منزل و در سایر جاها فوت میکنند؟ یکدفعه میبینید هزار نفر تا ظهر فوت کردهاند، ولی این هزار نفر جسمشان فوت کرده، اما نفسشان که از بین نرفته است! جسم یک لباس بود که آن را درآوردند و کنار انداختند، ولی خودشان وجود دارند و حیات دارند و تازه پروندۀشان باز شده است و به آنها میگویند: «در این دنیا چهکار کردی؟ بیا حساب پس بده! این شصت سال و پنجاه سال چهکار کردی و چه طوری گذراندی؟» به بدنش که نگاه میکند میبیند فامیل و زن و بچه و فرزند و رفیق و شریک دارند میآیند تا بدنش را بردارند، اما خودش را که برنمیدارند! خودش همینطور دارد نگاه میکند و چه خوب و چقدر سعادت است برای آن کسی که نگاه کند و موقعیّت خودش را ببیند که مورد رضای الهی قرار گرفته است.

