
اهمّیت استقامت در مسیر حق
عدم استقامت مردم در مسیر حق، عامل خانهنشینی ولایت
اهمّیت استقامت در مسیر حق
21توطئۀ حذف لباس پیامبر از جامعه توسّط انگلیس
دو نفر بودند که عمامهها را به دستور انگلیس از سر افراد برداشتند: یکی رضا شاه در ایران؛ و دیگری آتاترک در ترکیه. هر دوی اینها نوکر انگلیس بودند و هنوز که هنوز است دست انگلیس در کار است!
در زمان رضا شاه ملعون، مرحوم جدّ ما [گفته بود] بدون عمامه ـ چون عمامه ممنوع شده بود ـ و با یک شب کلاه و قبا یا لبّاده از میدان بهارستان طهران بهسمت میدان مُخبرالدّولة میروم ـ البته نمیدانم که الآن اسمش چیست ـ و از آنجا دوباره برمیگردم. به ایشان میگفتند که چرا این کار را میکنی؟ میگفت:
«[اگر] این عمامه را از سر من برداشتهاند، من همینطور قدم میزنم تا چشم مردم به ما بیفتد و آن لباس رسولاللَه را فراموش نکنند!»1
این را میگویند حمیّت دینی! ولی عدهای هم بیهمت و بیغیرت بودند که نتوانستند این جوّ را تحمّل کنند و خودشان عمامهها را برداشتند. میگفتند: «مردم به ما بد میگویند، پس بیاییم مثل مردم بشویم!» اصلاً تو قابل عمامه نیستی و قابلیّت نداری لباس رسول خدا را بپوشی که فرمود: «العَمائِمُ تیجانُ المَلائِکة؛2 عمامه تاج ملائکه است!» یعنی تنازل آن جنبۀ نور در عالم ظاهر که ملائکه را در کسوت بهاء و بهجت قرار میدهد بهصورت عمامه است؛ لذا مستحب است که تمام افراد عمامه بر سرشان بگذارند و در موقع نماز عمامه بر سر گذاشتن مستحب است؛3 البته نه این عمامهای که ما بر سرمان میگذاریم، بلکه یک عمامۀ مختصرتر به رنگ سفید یا زرد و آنهایی که سیّد هستند عمامۀ سبز بگذارند که ثواب نماز با عمامه از نماز بدون عمامه هفتاد برابر بیشتر است!4
این کاری بود که رضا شاه کرد و بهدنبال آن مسخره و استهزاء و مَتلک بود، و آن معاندینی که در آنموقع جزء رؤسا و سران مشروطه بودند و سر و کارشان در پروندههای انگلیس پیدا میشد، آمدند و به جان اسلام و روحانیّت افتادند؛ ولی عدهای هم صبر کردند و این مسائل و مشقّتها را تحمّل کردند و با اذیّتها ساختند تا اینکه این رسالت را به افراد دیگر بسپارند و از زیر بار مسئولیّت شانه خالی نکنند.
- رجوع شود به وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص ١٠.
- روضة المتقین، ج ٧، ص ٦٣٦.
- رجوع شود به مکارم الأخلاق، ص ١١٩؛ جامع الأخبار، شعیری، ص ٧٧.
- جامع الأخبار، شعیری، ص ٧٧ و ٧٨، با قدری اختلاف.
