اهمّیت استقامت در مسیر حق
17حکومت واقعی در دست کیست؟
حالا کدام یک از اینها ولایت است؟ و آیا این دنیا جشن گرفتن دارد یا آن دنیا؟! اینکه پیغمبر فرمودند عید غدیر افضل اعیاد امّت من است بهخاطر این است که حکومت آخرت و حکومتِ آن طرف را بهدست امیرالمؤمنین دادند، حکومت این طرف که میآید و میرود!
ای ابیبکر، آخر تو که دو سال بیشتر خلافت نمیکنی، ارزش این کارها را دارد؟! حالا باز عمَر حدّاقل ده سال خلافت کرد.1 تمام این زدن و کشتن و سقط کردن و مالک بن نویره را به قتل رساندن و با زن او زنا کردن2 و... برای دو سال بود؟!3 آیا این دو سال ارزش این کارها را داشت؟! حالا مردم در موقع احتضارِ ابیبکر که نمیدانند الآن علی بالای سرش آمده و میگوید چهکار کردی؟ لذا همینطور بر سرش میزند و میگوید: «ای داد که من خلافت را غصب کردم!» امیرالمؤمنین در خانهاش است و مردم او را نمیبینند، ولی ابوبکر در موقع احتضار علی را میبیند که در بالای سرش میفرماید: «چرا غصب خلافت کردی؟ چرا این کار را کردی؟» اگر چشم آن افرادی که در اطراف ابوبکر بودند باز میشد، آنوقت میفهمیدند که حکومت در دست کیست! ولی امیرالمؤمنین چشمها را میبندد و میگوید در جهل بمانید تا اینکه فردا نوبت شما هم بشود! فردا یکییکی به سراغ شما میآیم؛ سراغ عمر رفت، سراغ عثمان رفت، سراغ عبدالرّحمان عوف رفت، سراغ ولید رفت، سراغ خالد رفت، سراغ همۀ آنها و سراغ همۀ ما میآید! البته إنشاءاللَه امیرالمؤمنین با روح و ریحان سراغ ما میآید و از کرم آن حضرت بعید است که [غیر از این باشد!]
عید غدیر، عید عظمای بشریّت و روز بیعت با امام زمان
مسئله فقط به شیعه مربوط نیست؛ بلکه این عید، عید عظمای انسانیّت و بشریّت است! عیدی است که انسان از نقطهنظر کمال روحی دیگر خاطرش جمع است؛ ولی در اینجا یک «اما» دارد: اما درصورتیکه ما خودمان را در اختیار ولایت بگذاریم! «اما» برای اینجا است. خدا میفرماید: مگر تو نمیخواستی که بهدنبال کمال بروی؟! خب من [راهش را] برایت آوردم و پیغمبر در روز غدیر امیرالمؤمنین را برای کمال گذاشت! مگر همین را نمیخواستی؟! اگر علی رفت، امام حسن هست! اگر او هم رفت، سیدالشهدا هست و بعد حضرت سجاد هست و همینطور الآن امام زمان علیه السلام هست!
- الطبقات الکبری، ج ٣، ص ٢٧٣:
«طَعنَ عمَر بن الخطّاب یوم الأربعاء....»
ترجمه: «عُمر بن خطاب را در روز چهارشنبۀ سال بیست و سه هجری قمری که چهار شب از ماه ذیحجه مانده بود، خنجر زدند و در صبح روز یکشنبه اول ماه محرم سال بیست و چهارم هجری قمری دفن نمودند.
بنابراین مدت حکومت عمر از روز فوت ابوبکر، ده سال و پنج ماه و بیست و یک شب بود و تا زمانی که دقیقاً بیست و دو سال و نه ماه و سیزده روز از روز هجرت پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله میگذشت ادامه داشت.» (محقق) - المختصر فی أخبار البشر (تاریخ أبیالفداء)، ج ١، ص ١٥٨.
- أنساب الأشراف، ج ١٠، ص ٩١.
- الطبقات الکبری، ج ٣، ص ٢٧٣:

