اهمّیت استقامت در مسیر حق
11اولیای الهی، تنها ادراک کنندگان حال و هوای امیرالمؤمنین در روز غدیر
من در مجلس که نشسته بودم و به این عباراتی که سرور ما از [کتاب] مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ میخواندند خوب گوش میکردم، دیدم که انگار این عبارتها اصلاً وحی است! اگر رفقا هم بروند در منزل و کتاب را باز کنند و دقیقاً مطالعه کنند [متوجه خواهند شد.]
من روی هر جمله جملهای که ایشان میخواندند فکر میکردم. دیدم که این مطالب جز از ولیّای [نمیتواند باشد] که خودش همان احساسی را که برای امیرالمؤمنین در روز عید غدیر بود [در وجودش لمس کرده است] و اگر [اینگونه نمیدید،] نمیتوانست این مطلب را به این نحو بگوید. همان احساس مسئولیّت و همان احساس تعهّد!
در کیفیّت عبارات ایشان دقت کنید که چه کلماتی بهکار بردهاند و چه نحوه بیان کردهاند. ایشان میخواهند بگویند که امیرالمؤمنین در روز عید غدیر نیامد خودش را به تاج رسالت و تاج صدارت مُتوَّج کند و بهخاطر رسیدن به این پست ریاست ولایت عامّه، جشن بگیرد و بیا و برو داشته باشد و به شادی و پایکوبی و این مسائل بپردازد، بلکه تازه مصیبت امیرالمؤمنین شروع میشود؛ همان مصیبتی که برای رسول خدا بعد از واقعۀ بعثت [پیش آمد!]
حال رسول خدا در زمان بعثت و مأموریّت سخت حضرت
[حضرت] سالها با خدا خلوت کرده و سالها به کسی کاری نداشته و در میان افراد، او را فقط بهعنوان یک محمد امین میشناختند. نه کسی با پیغمبر کاری داشت و نه پیغمبر با کسی کاری داشت و فقط گاهگاهی با عموی خود به سفر میرفت. بعد ازدواج میکند و زندگی آرام خود را با حضرت خدیجه میگذراند. روزها، هفتهها و گاهی از اوقات چهل روز از مکه بیرون میآید و ترک مکه را میکند و در غار حراء با خدای خودش تنها [خلوت میکند.] حضرت خدیجه هر دو روز یک بار برای آن حضرت غذا و آب میآورد، چون در آنجا آب و غذا وجود نداشت. آنجا فقط دو تا سنگ است که در کنار هم قرار گرفتهاند و یک شبه غار را بهاندازۀ یک سایبان برای فقط یک نفر بهوجود آوردهاند و حتی دو نفر هم نمیتوانند در آنجا باشند!

