
اهمّیت استقامت در مسیر حق
عدم استقامت مردم در مسیر حق، عامل خانهنشینی ولایت
اهمّیت استقامت در مسیر حق
16مگر این اصحاب امیرالمؤمنین یکدفعه صبح مثل جوجه درآمدند؟! نه آقا، امیرالمؤمنین یکییکی سراغ همین بچهها میرفت و محبت خودش را در دل آنها میکاشت؛ وقتی که اینها بزرگ میشدند، اصحاب سیدالشهدا میشدند، اصحاب امام مجتبی میشدند، اصحاب امام سجاد میشدند!
امیرالمؤمنین که بیکار نمینشست؛ همین جوانها را یکییکی تربیت میکرد و آنها را مستعدّ برای تلقّی و قبول ولایت میکرد! بسیار خوب، شما این کار را انجام دادید و بیست و پنج سال [علی را خانهنشین کردید و] علی هم به امر خدا نهایت مظلومیّت خودش را انجام داد؛ ولی آیا حکومت آن طرف هم بهدست جناب عمر و جناب ابوبکر است؟! ای احمق، آن طرف قضیه را میخواهی چهکار کنی؟ اینجا بیست و پنج سال این کار را کردی و علی هم هیچ چیزی نگفت؛ ولی خود امیرالمؤمنین دارد میگوید که حکومت آن طرف بهدست من است:
کلام امیرالمؤمنین به حارث همدانی
یا حارِ هَمدانَ مَن یَمُت یَرَنی *** مِن مُؤمِنٍ أو مُنافِقٍ قَبَلا وَ أنتَ عندَ الصِّراطِ تَعرفُنی *** فَلا تَخَف عَثرَةً و لا زَلَلا1 ای حار همدان، هر کسی بمیرد تازه پروندهاش بهدست من میرسد؛ چه مؤمن باشد یا منافق باشد، از قبل باشد یا از بعد باشد، تفاوتی نمیکند! مثل اینکه پروندۀ همۀ انبیا بهدست امیرالمؤمنین رسیده بوده است، چون میفرماید: «قَبَلا؛ از قبل!» و همینطور هم بوده است و روایت داریم که هر پیغمبر به همان مقدار پیش خدا اجر داشت که به ولایت امیرالمؤمنین نزدیک بود!2
و در موقع احتضار و در موقع قبر که میشود ما را میبینی! همچنین در هنگام عبور از صراط ـ یعنی در جایی که جهنم و لهیبِ آتش است و آن کسانی که در دنیا آمدهاند و هر کاری کردهاند، حالا باید بیایند و بهشت و رضوان الهی را نگاه کنند ـ من میآیم و تو مرا میبینی و میشناسی! پس اگر ولایت ما را داری [از هیچ خطا و لغزش مهراس!]
حارث هَمْدانی از شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام بود و در بستر بیماری ناراحت بود. حضرت برای عیادتش رفته بودند و در همانجا از دنیا میرود. حضرت میفرماید: «تو که ولایت ما را داری از هیچ چیز نترس! خودم در آنجا میآیم و تو را مثل برق عبور میدهم و داخل در بهشت میکنم و تو را جلیس و همنشین خودم قرار میدهم!»3
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٧. از سیّد حمیری. امام شناسی، ج ١، ص ١٧٥:
«ای حارث هَمْدانی، هر کس بمیرد مرا خواهد دید؛ چه از مردمان مؤمن باشد و چه از مردمان منافق دوبین و خودپسند!
و تو در هنگام عبور از صراط مرا میشناسی، پس از هیچ خطا و لغزش مهراس!» - رجوع شود به بصائر الدرجات، ج ١، ص ٧٠ ـ ٧٤.
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٣ ـ ٧.
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٧. از سیّد حمیری. امام شناسی، ج ١، ص ١٧٥:
