
ولایت، مسئلهای عقلانی؛ نه تعبّدی
1) چرا عید غدیر افضل اعیاد است؟ 2) بیان معنای حقیقی عید و اینکه در اعیاد باید به چه چیزی توجه کرد؟ 3) وظیفۀ شیعیان در احیای سنن اسلامی چیست؟ 4) اختلاف اساسی شیعیان با عامّه در چه مسئلهای است؟ 5) دو مسئلۀ سخت در رسالت پیامبر چه بود؟
ولایت، مسئلهای عقلانی؛ نه تعبّدی
توضیحات:
1) چرا عید غدیر افضل اعیاد است؟ 2) بیان معنای حقیقی عید و اینکه در اعیاد باید به چه چیزی توجه کرد؟ 3) وظیفۀ شیعیان در احیای سنن اسلامی چیست؟ 4) اختلاف اساسی شیعیان با عامّه در چه مسئلهای است؟ 5) دو مسئلۀ سخت در رسالت پیامبر چه بود؟
ولایت، مسئلهای عقلانی؛ نه تعبّدی
12خب مشخّص است که طبعاً در چنین مواردی، مسائل و اختلافاتی پیش میآید و ممکن است سلیقهها کمکم تفاوت پیدا کند. آن روزهای اول همه چیز خوب و عالی و ماه عسل؛ ولی یک مقدار که گذشت، کمکم ماه شیره و همینطور رو به نزول و اُفت قرار گرفت تا اینکه کمکم دیگر سر و صدا درآمد!
یک روز پیغمبر دید که در خانۀ او را میزنند. رفت در را باز کرد و دید زید آمده است، ولی قیافۀ او اخمو است و مثل دو ماه پیش و سه ماه پیش و پارسال نیست! پارسال بشّاش بود و خلاصه با همه میگفت و میخندید؛ ولی حالا یکطور دیگر شده است! البته ما یک مقدار مزاح هم میکنیم.
ـ «زید، چه شده است؟ چه خبر است؟»
ـ «یا رسولاللَه، مسئلهای است که خجالت میکشم بگویم و نمیدانم چطور مطرح کنم!»
ـ «نه، بگو!»
ـ «ما اخیراً با این مخدّرۀ مکرّمۀ مجلله یک مقدار اختلاف پیدا کردهایم و خلاصه کمکم عرصه برای ما مقداری تنگ شده است و مشکلات پیش آمده است.»
حضرت مقداری او را نصیحت کردند. فرمودند: «برو به زندگیات برس و اینطور باش، این مسئله فقط اختصاص به تو ندارد و بقیه هم به این مسائل مبتلا هستند، این افکار را از ذهن خودت بیرون کن، انسان باید مدارا و رعایت کند، این کارها چیست؟ بالأخره میگذرد، اختلاف است دیگر، خدا هیچ دو نفری را مثل هم خلق نکرده است و دو تا برادر هم یک سلیقه ندارند. اینها مسائل عادی است!»
آیه میفرماید:
﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ﴾.1
ما راجع به اخلاق خانواده روایات بسیاری داریم2 که إنشاءاللَه در وقت و فرصت مناسب، عرائضی را خدمت رفقا و دوستان عرض خواهیم کرد.
علیٰکلّحال، زید را نصیحت کردند و او را فرستادند. مدّتی گذشت که دوباره به در خانۀ پیغمبر آمد. پیغمبر گفت: «چه شده است که اینهمه میآیی؟! سابقاً نمیآمدی، حالا که مشکل پیدا کردهای زیاد میآیی و در میزنی!» معمولاً همینطور است! گفت: «یا رسولاللَه، ما گفتیم چشم و هرچه شما گفتید عمل کردیم، ولی ظاهراً مسئله مشکلتر از این حرفها است و قضیه یک قدری پیچیدهتر است.» پیغمبر دوباره نصیحتش کردند. در روایت داریم که چند مرتبه به منزل رسول خدا آمد و پیغمبر او را برگرداند. این مطلب را بهخاطر این عرض میکنم که بعضی از تعابیر بسیار ناپسند و خلافی که اهلتسنّن یا حتی بعضی از خاصّه راجع به این قضیه به رسول خدا نسبت میدهند، 3 روشن بشود.
- سوره احزاب (٣٣) آیه ٣٧.
- رجوع شود به الکافی، ج ٢، ص ١١٦ ـ ١٢٠؛ وسائل الشیعة، ج ١٢، ص ٢٠٠ ـ ٢٠٣؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٥٠ ـ ٦٤.
- رجوع شود به أنساب الأشراف، ج ١، ص ٤٣٤؛ الطبقات الکبری، ج ٨، ص ٨٠ ـ ٨٢؛ تفسیر القمی، ج ٢، ص ١٧٢ و ١٩٤.
