
ولایت؛ مظهر حقیقت توحید
بررسی مقام واحدیت و احدیت، جایگاه عارف کامل و ارتباط انسان با امام معصوم علیهالسلام
ولایت؛ مظهر حقیقت توحید
2بسم الله الرّحمن الرّحیم
تنازل نکردن عارف کامل از مقام توحید
سؤال: حضرتعالی در کتاب اسرار ملکوت در جایی مرقوم فرمودید که: «عارف از مقام و محور توحید تنازل نمیکند.»1 بعد قضیّهای را دربارۀ عروج حضرت جبرائیل به عالم وحی، و آن بحثی که در کاظمین پیش آمده بود، بیان نمودید. اگر میشود در اینباره توضیح بفرمایید.
جواب: بسم الله الرّحمن الرحیم، و صلّی الله علیٰ سیّدنا محمدٍ و آله الطّاهرین، و لعنة الله علیٰ أعدائهم أجمعین.
البتّه به نحو کلّی راجع به خصوص مجالس مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ من در همان جلسات قبل اشاره داشتم که ایشان در یک وضعیّت و موقعیّتی بودند که به هیچوجه اجازه نمیدادند، نه نسبت به خودشان و نه نسبت به سایر افراد، که مجالس به مطالبی وقتگیر و عوامپسندانه و مسائل غیر مفید بگذرد. بهطور کلّی حال ایشان حالی بود که اصلاً تحمّل و حوصلۀ صحبت کردن در مسائل غیر توحیدی را نداشتند. اینکه عرض میکنم غیر توحیدی، منظورم حتّی مسائل ولایتی به همین معنای متعارف و به همین معنای عامیانه است؛ نه به معنای حقیقی خودش، که عرض کردم ولایت همان حقیقت نازلۀ توحید است در عالم علل و معلولات و عالم اسباب و در عالم تعیّنات و تشخّصات خارجی.
حقیقت مقام ولایت: تنزّل از مقام هو هویّت به مقام واحدیّت
ولایت عبارت است از: حقیقت اراده و مشیّت پروردگار در مقام واحدیّت. میتوانیم از تنزّل مقام هو به مقام واحدیّت، به ظهور در مرحلۀ ولایت تعبیر بیاوریم؛ چون در مقام هو هویّت ـ که همان مقام عماء و مقام فناء است و همان مقام اطلاقی و لا حدّ و لا رسمی است که از او در تعابیر مختلفۀ اهل فلسفه و اهل حکمت و عرفان تعبیر میکنند به وجود بسیط و بسیط الحقیقه ـ دیگر ولایت به معنای استیلاء و به معنای ظهور و بروز معنا ندارد؛ در آنجا نفس وجود، قائم به ذات است و خود ذات است که حقیقتِ تشخّص و حقیقت تعیّن را ایجاب میکند و لازمۀ ذاتی اوست. چطور اینکه حیات، لازمۀ ذاتی هر تشخّص و تعیّن است، حقیقت وجود به تجرّد و بساطتش و به نفس حضور و شهودش همان حقیقت ذات پروردگار است که عین تشخّص و تعیّن است. از این حقیقت تعبیر میکنند به مقام هو هویّت و مقام احدیّت.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 165 ـ 255، شاخصۀ دوّم.
