اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

راه وصول به حقیقت توحید و ولایت

جایگاه امام زمان علیه‌السلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی

19847
نفحات انس
جلسات

راه وصول به حقیقت توحید و ولایت

29
  • ـ حاج‌آقا چه دوایی برای فلان مرض است؟

  • ـ فلان گیاه را بخور.

  • مطالب آنها در این محدوده دور می‌زد التفات می‌کنید!. آقای حدّاد، اهل این حرف‌ها نیست! اسب سفید چیست؟! الاغ سیاه چیست؟! این حرف‌ها چیست؟ ایشان یک لحظۀ عمرش را به این حرف‌ها نمی‌گذراند. و صحبت در این امور را بطلان عمر و بطالت به حساب می‌آورد. نه خودش و نه در مجالس با شاگردانش ابداً این حرف‌ها نبود؛ فقط توحید محض بود! و طبعاً آنها هم نسبت به این مطالب چندان رغبتی نداشتند، مضافاً به اینکه ممکن بود در بعضی از صحبت‌ها، یک مطالبی مطرح شود که از حیطۀ ظرفیّت آنها خارج باشد و‌ آنها نسبت به آن مسئله نتوانند تحمّلی داشته باشند.

  • تفسیر «یا مُمتَحَنَةُ امتحنکِ اللهُ الذی خلقکِ قبل أن یَخلُقکِ» 

  • سؤال: در دیداری که حضرت آقای حدّاد از ایران داشتند و به همدان هم تشریف برده بودند، مرحوم آقا قضیّه‌ای در پارورقی ذکر فرموده‌اند که مرحوم آقای تألّهی تقاضای تفسیر فرازی از زیارت حضرت صدّیقۀ طاهره: «السّلام علیکِ یا مُمتَحَنَةُ امتَحَنَکِ الله الّذی خلقک قبلَ أن یَخلُقکِ، فوجدکِ لِما امتحنکِ صابرة!»1 را بیان کردند و حضرت آقای حدّاد جوابی مجمل و نه چندان مفصّل دادند که موجب بهجت آقای تألّهی و سایر حاضرین شده بود، و جواب را به همین‌جا خاتمه داده بودند.2 اگر شمّه‌ای از توضیحی که آقای حدّاد دادند بیان شود، خیلی خوب است.

  • جواب: البته در جلسۀ قبل بنده عرض کردم که در آن زمان، من توفیق ادراک مطالب ایشان را آن‌چنان‌که باید و شاید نداشتم، گرچه جسته و گریخته هنوز مطالبی از ایشان در ذهن دارم ـ چون سنّم در آن موقع حدود دوازده سال بود ـ و لیکن به مقتضای سنّ ما، در آن سفری که ایشان تشریف آورده بودند استفاده‌ای از ایشان نکردیم. لذا اینکه ایشان در آن مجلس چه گفتند، بنده چیزی در نظرم نیست. امّا برحسب فهم قاصر خودم تا حدودی که ذهن قاصر‌مان نسبت به این مسئله رسیده است، خدمتتان عرض می‌کنم.

    1. بحار الأنوار، ج 99، ص 213؛ مصباح المتهجّد، ج 2، ص 711.
    2. روح مجرّد، ص 155.