
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
8قلم اینها با سایر قلمها تفاوت میکند و مطالبی که اینها میگویند با سایر مطالب فرق میکند. ما کتابها را میخوانیم و مطالب را بر طبق آنچه که در کتابها نوشته، سبک و سنگین میکنیم و ترکیب و مونتاژ میکنیم؛ و اگر خیلی امانتدار باشیم، در نقل کتاب خیانت نکنیم و حالا خدایی ناکرده بخواهیم کم و زیاد کنیم و بنا به مصالح، بعضیها را حذف و بعضیها را اضافه کنیم.
بعد از فوت مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ یکی از روزنامههای مشهد از بنده خواستند مقالهای بدهم، من مقالهای دو صفحهای و خیلی مختصر نوشتم، و شرط کردم درصورتیکه تحریف و سانسور نکنید من این را به شما میدهم؛ و شرعاً متعهّد شدند. وقتی که مقاله را پخش کردند، من دیدم علاوه بر سانسور، تحریف هم شده است! خب این خیانت است! چون ما که نیامدیم سراغ شما و به شما مقاله بدهیم، خودتان آمدید؛ پس این چه رسم دینداری و تبلیغ دین است که من در عبارت یکجور بنویسم و... ؟! خب شما چاپ نکنید و بگویید: آقا! این عبارت با مذاق و با مصالح ما جور درنمیآید و ما این را چاپ نمیکنیم. میگوییم: خدا خیرتان بدهد، نکنید؛ ما اصراری نداریم! آن کسانی که باید بدانند، میدانند. شما که خودتان آمدید و اصرار و درخواست کردید و شرعاً متعهّد شدید، چرا تحریف کردید؟! این اسلام است؟! این همان اسلامی است که ما باید تبلیغ آن را بکنیم؟! یا نه، فرق میکند. اولیای الهی اینطور نیستند.
بیان حقائق، معیار اولیاء
روش اولیای الهی بر اساس مصلحت و مفسده نیست، بر اساس حق است. ما هیچ الزامی نداریم برای اینکه مطالبی که میگوییم، همه بپذیرند. همه نمیپذیرند و نخواهند هم پذیرفت، و همیشه همینطور بوده است. هر مطلبی خواهان مخصوصی دارد و هر کسی هر مطلبی را نمیپذیرد و ما هم هر مطلبی را نمیگوییم. آنچه را که به نظر میرسد مطرح میکنیم؛ یکی ممکن است به حُسن تلقّی قبول کند، یکی ممکن است بیتفاوت بگذرد، و یکی ممکن است با نقد و اعتراض و پرخاش با مسئله برخورد کند. افراد متفاوت هستند و سلیقهها مختلف است ولی ما نمیتوانیم دست از حق برداریم؛ دست برداشتن از حق، یعنی مصالحه. این مصالحه از صدر اسلام هم بوده است؛ آنهایی که امیرالمؤمنین را رها کردند، مگر اهل مصالحه نبودند؟! یا علی، بیا مصالحه کن! یا علی، بیا از حقّت بگذر! یاعلی، گذشته دیگر! یا علی... . خب حالا چه کسی ضرر کرد و چه کسی نفع برد؟چه کسی ضرر کرد؟ بالأخره الآن نه امیرالمؤمنین در میان ماست و نه عمر در میان ماست، هر دو رفتند در آنجا و هر دو دارند به خدا حساب و کتاب پس میدهند. حالا معلوم میشود چه کسی بُرده و چه کسی ضرر کرده است؟ چه کسی به دنبال مصالح و دنیا بوده، و چه کسی به دنبال خدا بوده و حق را همیشه نصبُالعین خودش قرار داده و به دنبال او رفته است؟ این مسئله، مسئلۀ باصطلاح اساسی است.
