
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
36لذا اگر رفقا و دوستان هم به دنبال مطالبی هستند، باید بیشتر در اینگونه امور باشد. خیلی از این مطالبی که مطرح کردید، جهات علمی، فلسفی و یا عرفان نظری داشته است، که همۀ اینها خوب و مفید است؛ امّا آنچه را که بیشتر ما میتوانیم استفاده کنیم، نکاتی است که آنها، ما را به آن نکات در زندگی و در ارتباطات...، همیشه سرمشق خواهد بود، و لو اینکه خود شخص هم از این دنیا رخت ببندد، آن نکات برای انسان باقی میماند، إنشاءالله.
سائل: نهایت سپاسگذاری را داریم، إنشاءالله جلسۀ بعد را مغتنم دانسته و بر همین قضیّه تمرکز میکنیم تا بهرۀ عملی و فکری برای همه داشته باشد.
جواب: إنشاءالله. دعا بفرمایید که همۀ ما در مسیر، ثابت و مستقیم باشیم و از آن خیرات و برکاتی که خداوند نصیب آنها کرده... واقعاً اگر ما اینها را نداشتیم چه میکردیم؟ خیلی عجیب است ها! به چه کسی میخواستیم تأسّی کنیم؟ به چه کسی؟!
تأسف از انکار شدن ضروریّات مکتب تشیّع توسّط برخی از علما
من دیشب در مدرسۀ فیضیّه بعد از درس آمده بودم در کناری نشسته بودم ـ چون ما بحث و درسمان در مدرسۀ دارالشفا است ـ آمده بودم نشسته بودم یکمرتبه بعضی از مسائل یک دفعه به ذهنم آمد؛ بعضی از افراد اخیراً کتابی نوشتهاند و در کتابشان قضیّۀ قلم و قرطاس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را در هنگام وفات انکار کردهاند.1 خیلی باعث تأسّف است، چقدر انسان باید متأسف باشد چقدر واقعاً باید انسان بر سر بزند یک شیعه ،که یکی از مستندات و دلائل حقّانیّت شیعه به این راحتی باید محو و نابود بشود!2 چقدر باید انسان جاهل و نادان باشد! خیلی عجیب است ها! سنّمان هفتاد، هشتاد سال است. قدس وتقوا... با خودم میگفتم پس این قدس و تقوا چیست؟ دیدم اینها هیچ مرتبهای برای آدم نمیآورد! درس اخلاق هم میدهیم و به زهد و همه چیز هم مشهور هستیم، ولی فهم نداریم، فهم ولایت نداریم!، فهم معرفت نداریم! خیلی عجیب است! آن یکی اصلاً امام را انکار میکند، دیگری در خارج میآید قضیّۀ لگد زدن در را به حضرت صدّیقۀ طاهره، انکار میکند. آخر ما از جان شیعه چه میخواهیم؟! آخر از جان ائمّه چه میخواهیم؟! با این حرفها چه گیرمان میآورید؟ آخر وقتی که اهل تسنّن خودشان گفتهاند که: «عمر بر در زد و دختر پیغمبر را تکهتکه کرد!»3 چرا بلند میشوی و میآیی بعد از هفتاد سال این حرفها را انکار میکنی؟! که بعد هم آن علمای سنّی میگویند: «تازه شیعه بعد از هزار و چهار صد سال فهمید چه راه غلطی رفته و چه تهمتهایی به ما میزده است!»
- کشکول زمان، ص 29 ـ 33.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون مدارک و اسناد این واقعۀ تاریخی رجوع شود به مطلع انوار، ج 8، ص 310؛ ج 9، ص 158.
- مطلع انوار، ج 8، ص 300، تعلیقه:«تهدیدُهم علیًّا بالتّحریق ثابتٌ بالتّواتر القطعیّ، و حسبُک ما ذکَره الإمامُ ابنُقتیبة فی أوائل کتاب الإمامة و السّیاسة، و الإمامُ الطّبری فی موضعَین من أحداث السّنة الحادیةعشرة من تاریخه المشهور، و ابنعبد ربّه المالکی فی حدیث السقیفة من الجزء الثانی من العقد الفرید، و أبوبکر أحمد بن عبدالعزیز الجوهریّ فی کتاب السّقیفة؛ کما فی ص 134 من المجلّد الأوّل من شرح النّهج الحدیدیّ و المسعودیّ فی مروج الذّهب، نقلًا عن عروة بن الزّبیر فی مقام الاعتذار عن أخیه عبدالله إذ همَّ بتحریق بیوتِ بنیهاشم حین تخلّفوا عن بیعتِه؛ و الشّهرستانیّ نقلًا عن النظّام عند ذکر الفِرقة النظّامیّة من کتاب الملل و النّحل، و أفرَدَ أبومخنف لأخبار السّقیفة کتابًا فیه تفصیلُ ما أجمَلناه. و ناهِیک فی شهرة ذلک و تواترِه قولُ شاعر النّیل، الحافظ إبراهیم فی قصیدته العُمَرِیّة السّائرة الطّائرة:
و قَولةً لعلیٍّ قالها عمرُ *** أکرِمْ بسامعها أعظِمْ بمُلقیها حرَّقتُ دارَک لا أُبقِی علیک بها *** إن لم تُبایع و بنتُ المصطفی فیها ما کان غیرُ أبیحفصٍ بقائلها *** أمامَ فارِس عدنانٍ و حامیها»
