
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
26دیدن امام که شرط نیست، دیدن امام که انسان را بالا نمیبرد تربیت نمیکند؛ متابعت از امام علیه السّلام است، و امام علیه السّلام غیبت و حضور ندارد. توحید و عرفان این است! عرفان میگوید: نباید بین غیبت و بین حضور و ظهور امام زمان فرق بگذاری!1 این فرق گذاشتن برای عوام است و این حرفها، حرفهای عوامانه است؛ افرادی که فقط میخواهند مجالسشان به ذکر حکایاتِ شیرین و کلمات بزرگان و مطالبی که با احساسات و قوای متخیّلۀ ما تناسب دارد بگذرد، طیّالأرض، فلان و از این مسائل و اینکه فلان کس در راه به خربزه میل پیدا کرد و یکدفعه برایش یک خربزه سبز شد، یا فلان کس در راه گرسنهاش شد و فلان غذا را طلب کرد و ناگهان جلویش آن غذا حاضر شد.
چرا نفس ما با حقائق توحیدی انس ندارد؟
من باب مثال اگر الآن یک نفر در همین قم بلند شود بیاید و بخواهد از این مطالب بگوید، از اصفهان و شیراز و آن طرف ایران همه میآیند و یک جمعیّت ده میلیونی در قم تشکیل میشود؛ اگر قرار باشد مطالب از اینها باشد علم غیب و طیالارض و... امّا اگر مرحوم علاّمه طباطبائی ـ رضوان الله علیه ـ منبر برود و بخواهد یک حقیقت توحیدی را در ده جلسه بیان کند، اگر صد نفر پای صحبتش بروند! اگر صد نفر بودند...و به غیر از عدّهای از فضلا و علمائی آنهایی که به دردشان میخورد چرا؟. چون مردم با حقایق توحیدی اُنس ندارند و میخواهند چیز ظاهر و حکایت بشنوند، اگر الآن یک منبری یک ساعت برود منبر و دو حکایت نگوید، همۀ کسانی که نشستهاند شروع میکنند به خرّ و پف کردن؛ امّا تا شروع کند به بیان حکایت، همۀ چشمها باز میشود! التفات کردید! این برای عالم تخیّلاتی است که ما در آن هستیم، ما همراه با تخیّلات و احساسات هستیم نیست با حقایق و مسائل توحیدی خیلی اُنس نداریم، نفس ما نسبت به آن حقایق احساس قرب نمیکند، بلکه با مسائل و مطالب ملموس غیر عادی ـ نه عادی ـ احساس قرب میکند؛ مثلاً فلان کس از قم با طیّالأرض در عرض پنج دقیقه به طهران رفت، همه تعجّب میکنیم، عجب! چطور؟! امّا اگر بگوییم: فلان کس سوار اتوبوس شد ...
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرّد، ص 513؛ امام شناسی، ج 2، ص 176؛ ج 5، ص 180؛ افق وحی، ص 123 ـ 125؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 213 ـ 238؛ سرّالفتوح، ص 69؛ مهرفروزان، ص 107؛ عنوان بصری، ج 1، ص 72 و 90 و 105 ـ 115.
