
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
22آنچه که در عالم وجودْ مظاهر حضرت حق است، محدودیّتهایی است که به آن وجود خورده است. خدا از خارج چیزی نیاورده، هرچه هست در درون خودش است؛ پس همۀ اینها ظهورات پروردگار است که به این مظاهر جلوه کرده است.
آقای حدّاد میفرمایند که تا وقتی تو به مُهر نگاه میکنی که گِرد است و خاک است و این خصوصیّت را دارد، اسمش مهر است ـ مهر سیّدالشّهدا را باید ببوسیم و بر آن سجده کنیم و روی چشممان بگذاریم، و اگر میبینیم روی زمین افتاده برداریم و بالا بگذاریم و نسبت به آن احترام قائل بشویم و آن خصوصیّاتی را که در فقه راجع به آن اشیاء مطهّره و مقدّسه در لوازم و احتراماتی که لازم است درفقه هم بیان شده ـ ولی همینکه شما آن نظرۀ ماهیّتی را از این بردارید، آن میشود چی؟میشود وجود، دیگر آن با این فرقی نمیکند؛ وجود هم چیست؟ وجود هم خداست. درست شد! این همان مطلبی است که ایشان در آنجا فرمودند.
مرحوم حدّاد چگونه به این درک رسیده است؟
و امّا آیا رسیدن به این نکته به این آسانی برای انسان پیدا میشود یا نه؟ اینجا دیگر دم شتر باید به زمین برسد، انسان بیچارگیها باید بکشد، ریاضات باید بکشد، برنامهها را باید انجام بدهد، دستورها را باید انجام بدهد، از دنیا باید بگذرد، از نفس و نفسانیّات باید بگذرد، همّت عالی و ارادهای متین باید داشته باشد و آنچه را که گفتند باید انجام بدهد تا کمکم کمکم این حقیقت برای او بهصورت عینی در نفس بهوجود بیاید. پس اینکه آقای حدّاد فرمودند: «به این راحتی برای شخصی پیدا نمیشود!» یعنی حقیقت عینی آن است؛ و اینکه الآن آقای حدّاد دارد میگوید: «اسم مهر را از این بردار، او است!» راحت به اینجا نرسیده است.
مولانا در آن اشعارش چه میفرماید: خدا رحمت کند، نوَّر اللهُ مَضجَعه. من به رفقا میگویم: اگر ما این مثنوی را نداشتیم، واقعاً چه کار میکردیم؟ چه مطلبی است که این بزرگ در این کتابش فروگذار نکرده است! :
