
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
20یعنی وقتی که نظر به ماهیّت بکنیم، بین این شیء و آن شیء اختلاف است. دوتا لیوان را فرض کنید که هر دو از یک جنساند ولی چون یکی حدّ خاص به خودش را دارد و دیگری هم یک حد، هر دو از هم جدا هستند، و من یکی را در یک دستم میگیرم و دیگری را هم در دست دیگرم. حال اگر ما هر دو را در کوره ریختیم، هم این لیوان و هم آن را و هر دو آب شد، آنوقت باز هم دو لیوان است؟ نیست! ماهیّتشان کجا رفت؟ ماهیّت رفت دیگر. این مثال را برای تقریب به ذهن گفتم، امّا مسئلۀ وجود بالاتر از این است. اگر همان کارخانه باز آن مایع را در قالب ببرد، به محضی که در قالب برد دیگر با هم فرق میکنند؛ همان مایع که اوّل یکی بود، حالا شد دوتا حالا شد سهتا حالا شد چهارتا. اگر دوباره اینها را در یکجا بریزیم میشود یک موجود.
این مسئلۀ وجود و قالبها، چه قالب مجرّدات و چه قالب مادّیات ـ چون مجرّدات هم دارای ماهیّت هستند، گرچه ماهیّت آنها همان اشتداد و ضعف وجودی آنها است، نه قوالب زمانی ومکانی؛ آن زمان و مکان در تحقّق عینی و خارجی مادّیات نقش دارد ـ تمام اینها حصّههای یک حقیقت واحد به نام وجود هستند که اصل آن حقیقت واحد، ذات پروردگار است. آن ذات پروردگار وقتی که به مقام واحدیّت.....
مقام احدیّت، همان مقام هوهویّت
مقام احدیّت همان مقام هوهویّت است. اینکه در بعضی از کتب، مقام احدیّت را جدای از هوهویّت کردهاند اشتباه است. مقام هوهویّت همان مقام عماء و مقام لا اسم و لا رسم است و همان مقام لا حدّ و مقام اطلاق است که با هیچ اشارهای نمیشود آنجا را اشاره کرد؛ چون هر اشارهای یک مشارٌ الیه دارد و همان مشارٌ الیه او را محدود میکند. آن مقام، مقام هوهویّت است که مقام ذات بحت و بسیط پروردگار است، که در اصطلاح اهل فلسفه به بسیط الحقیقه و فیض اقدس و مقام لَفّ از او تعبیر میآوردند؛ نه فیض مقدّس که مقام نشر است. فلاسفه قائل به تجرّد حقیقی وجود هستند؛ و هر چیزی را که در عالم، صورت عینی به خود میگیرد، وجود آن حقیقت نازلۀ همان وجود میدانند، نه چیز دیگر. پروردگار متعال برای خلقت اشیاء به داخل کیسهای جدای از خودش دست نبرده تا وجودات خارجی انسان، حیوان، ملائکه و... را خلق کند؛ بلکه همان وجود خودش که در مقام احدیّت، لازمۀ ذات او یکتائیّت است ـ نه به عنوان وصف عارض بر او ـ آن حقیقت که یک حقیقت واحد است، وقتی به منصۀ ظهور بیاید، میشود ملک و انسان و... .
