اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

راه وصول به حقیقت توحید و ولایت

جایگاه امام زمان علیه‌السلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی

19847
نفحات انس
جلسات
نسخه عربی

راه وصول به حقیقت توحید و ولایت

2
  •  

  • بسم الله الرّحمن الرّحیم

  •  

  • چرا مرحوم قاضی شاگردان را به مرحوم حدّاد ارجاع نمی‌داد؟

  • سؤال: دوستان سعی کردند در این جلسه بیشتر سؤالاتشان را حول همان مطالب کتاب روح مجرّد قرار بدهند، یعنی طبق همان مطالبی که آنجا هست و سؤالاتی که ایجاد می‌شود یا حداقل برای خودمان توضیح بیشتری راجع به مطلب می‌خواستیم، از خدمتتان بپرسیم. حالا هر طور که صلاح دانستید پاسخ بفرمایید، ممنون می‌شویم.

  • در کتاب روح مجرّد آمده است که: مرحوم قاضی نسبت به مرحوم سیّد هاشم حدّاد یک حالت ضنّتی داشتند و شاگردان را به ایشان ارجاع نمی‌دادند و در واقع یک نوع محافظتی نسبت به ایشان داشتند.1 آیا این مسئله دلیل خاصّی داشته و به روحیّات خاصّ مرحوم حدّاد برمی‌گشته یا مطلب دیگری بوده است؟

  • پیچیده‌بودن تربیت و تزکیه در روش عرفانی 

  • جواب: بسم الله الرّحمن الرحیم. و صلّی الله علی سیِّدنا و نبیِّنا أبی‌القاسم محمدٍ، و لعنةُ الله علی أعدائهم أجمعین.

  • مسئلۀ تربیت و تزکیه در روش عرفانی و روش سلوک خیلی مسئلۀ پیچیده‌ای است و هر کسی نمی‌تواند از عهدۀ آن بربیاید. ولیّ الهی و عارف کسی است که به تمام مصالح و مفاسد انسان إشراف کامل دارد و بلکه إشراف عِلّی دارد؛ یعنی حقیقت نفس سالک در نزد عارف و ولیّ کامل الهی، به نحو وجود عینی و وجود نفسی است، و لا یخفیٰ علیه شیءٌ مِن أُمورِهِ، نسبت به آنچه که برای او ضروری است و یا اموری که ترکش برای او واجب است. پس او بهتر می‌داند که نسبت به شاگرد و سالک چگونه عمل کند.

  • مسئلۀ معاشرت در تربیت و تزکیه از منظر اولیای الهی

  • مسئلۀ مهمّی که همیشه اولیای الهی از نظر تربیت و تزکیه به آن تذکّر می‌دادند و خیلی تأکید می‌کردند، مسئلۀ معاشرت و ارتباط با افراد است که در حدیث عنوان بصری هم این مسئله ذکر شده، و در روایات هم نسبت به این مسئله مطالبی آمده است از جمله روایاتی که می‌گویند: از أصدقائت کم کن و نسبت به ارتباطاتت خیلی ظنین باش و مراقب ارتباطاتت باش2 و این مطلب، مطلب خیلی مهمّی است، و روایاتی که دلالت بر انعزال از خلق می‌کند،3 همه ناظر به این مسئله است که انسان برای تربیت و تزکیۀ خود احتیاج به تمرکز دارد، احتیاج به ارتکاز ذهن و ارتکاز نفس دارد، احتیاج به در خود بودن و جمعیّت دارد. ارتباط با مردم انسان را پراکنده می‌کند، صحبت کردن با مردم و اصلاً به طور کلّی صحبت کردن، انسان را متشتّت می‌کند.4 همان‌طور که در حدیثی از جناب لقمان وارد شده: «یا بُنیَّ! إن کنتَ زعَمتَ أنّ الکلامَ مِن فِضَّةٍ، فإنّ السّکوتَ مِن ذَهبٍ.»5 در روایات نسبت به این موضوع خیلی تأکید شده، و در تربیت اولیای الهی و عرفا هم نسبت به زیاد صحبت کردن و لو لغو نباشد ـ در لغو بودن و عبث بودن و امور محرّمه که دیگر جای بحث نیست  .ولی به طور کلّی آنچه که خیلی برای سالک مضرّ است عبارت است از ارتباط با مردم، آن هم مردمی که در افکار مختلف و در ظروف مختلف هستند؛ و این انتقال و ارتباط باعث می‌شود که انسان از آن وضعیّت خودش و از آن استقرار نفسی خودش که بر آن استقرار حرکت می‌کند، متشتّت و پراکنده بشود و آن حالت سکونت و اطمینان و طمأنینه را از دست بدهد، و این خیلی ضرر بزرگی است.6

    1. روح مجرد، ص 12.
    2. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مصادقه‌الاخوان،شیخ صدوق،باب من یجب اجتناب مواخاته.
    3. مصباح الشریعه، باب العزلة، ص 99؛ جامع السّعادات، ج 2، باب العزلة.
    4. آیین رستگاری، ص 160 ـ 167.
    5.  الکافی، ج 2، ص 164؛ بحار الأنوار، ج 68، ص 297.
    6. رجوع شود به لبّ اللّباب، ص 103؛ آیین رستگاری، ص 70.