
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
17آنچه را که ما در این کتاب آوردیم چیزی بود که توانستیم بنویسیم؛ و امّا آنچه را که ما از آقای حدّاد در ضمیر داریم، چند برابر این روح مجرّد است که قابل نوشتن نیست.
این تازه چیزهایی است که نوشتهاند و این همه سؤال برانگیخته است. طبعاً مطالعهکنندگان هر کتاب، افراد مختلفی هستند و شخص نویسنده برای افراد مختلف مطالبی را مینویسد، و آن کسی که نسبت به بعضی از مطالب اطّلاع کافی دارد تا حدودی میتواند به مغزای مسئله برسد.
توجّه به دو جنبۀ عقلی و شهودی در مسئلۀ توحید پروردگار
مسئلۀ توحید، یک مسئلهای است که از دو نقطه نظر باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ یکی از نقطۀ نظر علمی که فلاسفه با براهین علمی و با تأمّل و به کار انداختن عقل، متصدّی بیان این مطلب بودند؛1 و مسئلۀ دوّم از نقطۀ نظر شهودی است، که خود انسان سالک بهواسطۀ تجرّد نفسانی که کمکم پیدا میکند، به هر مقدار که تجرّد و تقرّب او بیشتر میشود، به همان مقدار از خصوصیّات و آثار و صفات توحید در او ظهور بیشتری پیدا میکند. و این امر هیچ تلازمی با مطالعه و تدریس و تدرّس و دراست ندارد، افرادی بودند که اهل درس و بحث نبودند، از جمله خود مرحوم آقای حدّاد که ایشان کتابی را مطالعه نکرده بودند، ولی بهواسطۀ سلوک عملی و تجرّد نفس به مراتبی از توحید رسیدند که بزرگترین فلاسفۀ اسلامی ما هم از نقطۀ نظر عقلی به آن مرتبه نرسیدهاند. و این مسئله بهواسطۀ همان وحدتی است که برای نفس در حقیقت توحید ظاهر میشود.
فلاسفه مطالب توحیدی را با دلیل و برهان و صغری و کبرای منطقی میخواهند بهدست بیاورند و به آن برسند. البتّه فلاسفهای هم بودند که دارای سلوک نفسانی بودند، مثل مرحوم حاجی سبزواری، مرحوم حکیم نوری، شیخ اشراق و مولانا جلالالدین که از بزرگترین فلاسفه و عرفای اسلام بودند، و مانند محییالدّین عربی که به قول مرحوم علاّمه طباطبائی:
- الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج 6، ص 12، فی اثبات وجوده و الوصول الی معرفة ذاته.
