
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
9مرحوم آقا میفرمودند:
ما که آمدیم در مشهد برای اینکه دینی را که مردم جانشان را برای آن دین دادند، برای مردم بیان کنیم؛ بدون قصد و بدون غرض، و خالص و پاک و مطهَّر، از منشأ و منبع و شریعۀ خودش، همانطور که بوده و بر قلب یک عارفآمده، همانطور آن را عرضه کنیم و بگوییم: این دین است!1
حالا هرکه خواست بپذیرد، هرکه نخواست نپذیرد. هرکه خواست صد در صد، هرکه خواست نود در صد، هشتاد در صد، هفتاد در صد؛ دیگر هر کس بر طبق مصالح و منافعش، و همّت و اراده و خلوصش، خودش میداند. این مقصود بود.
الغرض، این تشتّت و تردّد بهواسطۀ ارتباطات برای انسان پیدا میشود و هرچه انسان ارتباطش را کم کند، جمعیّت ذهن او اضافه میشود، جمعیّت ضمیر و جمعیّت نفس و استقرار برای او بیشتر میشود و سریعتر میتواند راه را طیّکند؛ چون راه سلوک، عبور از اعتبارات است. در یک جمله: شما اعتبار را بردارید، به جایش واقع را بگذارید، این میشود توحید؛ توحید را بردارید، به جایش اعتبار را بگذارید، این میشود دنیا و کثرت. توحید را با دنیا داشته باشید، این میشود چی؟ این میشود جمعیّت، مقام جمعیّت.
مضرّت مسافرت برای سالک
یکی از چیزهایی که برای سالک مضرّ است، مسافرت کردن است.2 مسافرت کردن و زیاد این طرف و آن طرف رفتن موجب میشود که انسان به تشویش و اضطراب بیفتد. هرچه انسان، آرامتر باشد و سفرش کمتر باشد، آن حالت جمعیّت و استقرار برای او بیشتر است. حالا بعضیها تصوّرمیکنند که اگر این طرف و آن طرف بروند و به اماکن مقدّسه زیاد سفر کنند، اینها برایشان کشف و انفتاح طریق و فتح باب میشود. درحالتیکه خدای انسان و پروردگار متعال در همه جا هست، ﴿ أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ۚ ﴾.3 انسان خدا را در این طرف و آن طرف نباید پیدا کند!
انسان باید خدا را در ضمیر و نفس خود پیدا کند. اگر انسان بهجای این طرف و آن طرف رفتن و زیاد مسافرت کردن، در جای خودش بنشیند و به دنبال حقیقت باشد و نیّت و ضمیر خودش را خالص و صاف کند و خود را تسلیم ارادۀ حق کند ـ نه اینکه برای خود چیزی بردارد ـ خدا در همانجا به سراغش میآید و در همان نقطه خداست.
- رجوع شود به مهرفروزان، ص 145.
- آیین رستگاری، ص 159؛ مهرتابناک، ج 1، ص 253.
- سوره بقره (2) آیه 115.
