
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
3تأکید علّامه طهرانی بر کم کردن ارتباطات و پرهیز از شهرت
لذا اولیای الهی همیشه به شاگردان توصیه میکردند که: تا میتوانید رفقای خودتان را کم کنید و تا میتوانید در معاشرت نسبت به این مسئله اهتمام داشته باشید! و نسبت به غیر از مواردی که در شرع آمده، مثل صلۀ رحم و عیادت مرضیٰ، یا ارتباطات شغلی در حدّ ضرورت، یا امور ضروری که در زندگی برای انسان پیش میآید، همیشه این بزرگان به این مطلب و به عدم شهرت تأکید کردهاند.1
در آن وقتی که من در مشهد مشرّف بودم ـ قبل از اینکه برای اقامت مجدّد به قم بیایم ـ بحثی را با عدّهای از دوستان در شرح قصیدۀ خمریّۀ ابن فارض شروع کرده بودم. بعد از شروع اوّلین جلسه، احساس کردم شاید این مسئله برای من صلاح نباشد. اتّفاقاً بعدازظهر همان روز خوابی دیدم که آن خواب اشاره به همین مطلب میکرد. معمولاً روزها خدمت مرحوم آقا میرفتم و با ایشان دیدار و ملاقاتی میکردم، بعد به درس میرفتم، و درسهایمان در همین مدرسۀ مرحوم آیة الله خوئی مشهد بود. همینکه وارد اطاق شدم، بعد از سلام کردن، ایشان روکردند به من و گفتند:
سیّد محسن! اگر خیر دنیا را میخواهی ناشناس بمان! اگر خیر آخرت را میخواهی ناشناس بمان!
یعنی اشاره کردند به همان خوابی که همین یک ساعت یا دو ساعت قبلش دیده بودم. و این مسئله را ایشان تذکّر میدادند. اولیای الهی همیشه نسبت به این قضیه تأکید داشتند.
دوری از مردم با هدف فراهم شدن جمعیّت خاطر
این از یک طرف، از طرف دیگر خود نفوس در ارتباط با این مسئله متفاوت هستند؛ بعضی از نفوس علاوه بر نحوۀ کمی از ارتباط، تا حدودی میتوانند آن جمعیّت خاطر را برای خودشان فراهم کنند، امّا بعضی از نفوس نمیتوانند.
قطعاً در کیفیّت سیر مرحوم آقای حدّاد این مسئله نقش اساسی داشته است که ایشان از ارتباط با مردم دور باشند. مضافاً به اینکه طبعاً در طول مسیر ممکن بود حالاتی از ایشان بروز و ظهور کند و مورد توجّه دیگران قرار بگیرد و آن حالات باعث شود که افراد به سمت ایشان جذب بشوند و وقت ایشان را بگیرند و به صحبت و معاشرت و جلسات و... بگذرانند و ایشان نتواند آن استفادهای را که باید در انعزال و جمعیّتِ خود داشته باشد، ببرند. و از آنجایی که مرحوم قاضی بر آینده و کیفیّت سیر شاگرد إشراف دارند، میدانند که این نحوۀ معاشرت قطعاً برای آیندۀ او مضر خواهد بود و آن تربیت را به کمال نخواهد رساند؛ لذا ایشان را از ارتباط با بقیّۀ افراد برحذر داشتند، مگر اینکه در حدّ خیلی ضروری و بر حسب صدفه و اتّفاق با شاگردان ایشان صحبتی پیش میآمد. حتّی مرحوم آقا میفرمودند:
- آیین رستگاری، ص 169؛ الکافی، ج 6، ص 444، باب کراهیة الشهرة.
