
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
در دومین جلسه از مصاحبه پیرامون حالات عارف واصل حضرت حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به شرح و تبیین مطالب مهمی در باب حقیقت توحید و ولایت میپردازند. تربیت و تزکیه در عرفان را امری پیچیده دانسته و در همین راستا به تفصیل مسألۀ معاشرت و ارتباطات سالک را تشریح مینمایند. از نکات دقیق مطرح شده در این جلسه، کلمات حضرت حدّاد پیرامون وحدت وجود و توحید میباشد. در بخش پایانی این جلسه پربار فقره «یا مُمتَحَنَةُ امتحنکِ اللهُ الذی خلقکِ قبل أن یَخلُقکِ» از زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تشریح شده و نکاتی دربارۀ علوّ مقام آن حضرت بیان گردید است.
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
توضیحات:
در دومین جلسه از مصاحبه پیرامون حالات عارف واصل حضرت حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به شرح و تبیین مطالب مهمی در باب حقیقت توحید و ولایت میپردازند. تربیت و تزکیه در عرفان را امری پیچیده دانسته و در همین راستا به تفصیل مسألۀ معاشرت و ارتباطات سالک را تشریح مینمایند. از نکات دقیق مطرح شده در این جلسه، کلمات حضرت حدّاد پیرامون وحدت وجود و توحید میباشد. در بخش پایانی این جلسه پربار فقره «یا مُمتَحَنَةُ امتحنکِ اللهُ الذی خلقکِ قبل أن یَخلُقکِ» از زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تشریح شده و نکاتی دربارۀ علوّ مقام آن حضرت بیان گردید است.
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
28حالا فرض کنید اینطوری میرفتیم مکّه، چه میشد؟ چه ثمری؟ اینگونه رفتن، یا با ماشین یا با طیّاره رفتن ـ الآن دو سه ساعته طیّاره میرود ـ چه تفاوتی میکند؟! عرفا ما را به این سمت سوق میدادند.
رونق بازار مکاشفه، طیّ الارض، رمل، جفر و ...میان اهل ظاهر
امّا اهل ظاهر دنبال این هستند که چه کسی طیّالأرض دارد، آن شخص چه کار کرده است؟! آن دیگری از قبر درآمده و ظهور حضرت را تعیین کرده است، و آن دیگری مکاشفه کرده و گفته است: ظهور حضرت در فلان سال است! آن یکی رَمْل و جفر داشته و گفته است: هزار و چهارصد و شانزده؛ که الآن ده سال هم گذشته و هیچ خبری از ظهور حضرت نشده است! از این حرفها؛ لذا شما میبینید بازار اینگونه مطالب خیلی رونق دارد، ولی بازار عرفان آقای حدّاد دو نفر یا سه نفر هستند کسی نمیآید؛ چون مردم در احساسات و تخیّلات و توهّمات هستند آن مطالبی را میپذیرند که به عالم خیال آنها نزدیک باشد و به دنبال آن میروند، امّا اگر آقای حدّاد بیاید بنشیند یک مطلب و حقیقت توحیدی را باز کند ـ مثلاً همینکه میگوید: «اسم این مُهر را از آن بردار، میشود خدا!» ـ بیاید باز کند میبینیم ده دقیقهای که گذشت یکدفعه حالت چرت و خواب و کسالت عارض میشود و میگویند: بابا بس است دیگر! مسئله را فهمیدیم.
افرادی که بعد از مرحوم آقای انصاری به دو دسته تقسیم شدند، اینها همین افراد بودند، خُب بنده خودم با اینها بودم؛ افرادی که حشر و نشرشان این بود که دور هم جمع شوند و یک مطلب ولایی نقل شود و یک روضه و ذکر توسّلی هم شود و یک طیّالأرض و اطّلاع بر نفسی مطرح بشود. سؤالاتی که در آنجا از بعضیها مطرح میشد معمولاً این بود که: حاجآقا زمان وفات ما کی هست؟
ـ اگر فلان شخص با اسب سفید آمد و شما را سوار کرد و رفت، آن موقع زمان وفات شماست، از این گونه مطالب!
