
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
59سؤال: نقش ولایت مطلقه در رابطه با حضرت صدّیقه سلام الله علیها و حضرت امیرالمؤمنین چگونه بوده است؟
جواب: در مورد حضرت صدّیقه هم مسئله همینطور بوده است. حیثیّت مشیّت و حیثیّت ولایت در وجود امیرالمؤمنین علیه السّلام بوده و حضرت صدّیقه در مقام کُمون بودند، نه در مقام ابراز و اظهار و إعمال. آن ولیّی که در این عالم کار انجام میداد، امیرالمؤمنین بود. در خود حضرت صدّیقه هم او دارد إعمال [ولایت] میکند و کار انجام میدهد. آن مرتبۀ عالیِ حضرت صدّیقه سلام الله علیها مربوط به دخل و تصرّف در این دنیا نبوده، آن مرتبه در آن عالم محفوظ بوده است.
سؤال: پس در آن عالم همهشان «کُلُّهُم نورٌ واحد»1 هستند؟
جواب: بله، نور واحد است و تفاوتی ندارد.
سؤال: فرمودید: «میتواند تمام اسماء، درونش تحقّق پیدا کند.» برایمان سؤال ایجاد شد که در روایتی داریم که امام باقر و امام صادق علیهما السّلام میرفتند، یک نفر نگاه میکرد، دید امام باقر، امام صادق شده و امام صادق، امام باقر شده است. بعد به او فرمودند: «فرقی بین ما نیست و کُلُّنا نورٌ واحد.»
از این روایت و از اینکه شما فرمودید امام در مأموم إعمال ولایت میکند، چه چیزی میتوانیم متوجّه شویم؟
ولایت ائمّۀ اطهار علیهم السّلام، حقیقتی واحد
جواب: در اینجا باز به همان مسئلۀ قبل برمیگردیم. یک وقت میخواهیم بگوییم: آن حقیقت ولایت ـ که واقعیّتی است که در هر زمان، به یک نفر تعلّق میگیرد ـ منتقل میشود، آن که قابل انتقال نیست. امّا یک وقت میخواهیم بگوییم: آن حقیقت ولایت واحد است، منتها شخصی با آن حقیقت ولایت متّحد میشود؛ اینجا همان جایی است که من خدمتتان عرض کردم که: آن إعمال و آن کیفیّتی را که ما از أعمال و رفتار ائمّه میدیدیم، از اولیای الهی و عرفا هم بهواسطۀ اتّحاد با نفس امام و ولایت، میبینیم. نه اینکه الآن ولایت دوتا شده در دو نفر، حقیقت ولایت یکی است؛ این شخص چون اتّحاد پیدا میکند، همان صورت امام علیه السّلام میشود. امّا وجود خارجیاش ـ که همین وجود جسمی است ـ متمایز از وجود امام علیه السّلام است.
- بحار الأنوار، ج 25، ص 1 ـ 24؛ ج 26، ص 16 و 342؛ إرشاد القلوب، ج 2، ص 415.
