
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
55این مطالبی را هم که خدمت رفقا و دوستان عرض میکنم، چیزهایی است که مشاهَدِ بنده بوده است و بنده در طول حیات با مرحوم آقا که حدود چهل سال بود، بالأخره مطالبی از ایشان شنیدهام و گاهی اوقات بعضی مطالبی دیدهام، و بنده شخصاً تجربیّاتی با ایشان داشتهام. من مرحوم آقای انصاری را چند مرتبه در سنین چهار، پنج سالگی و طفولیّت دیدم، لذا از ایشان چیزی به خاطر ندارم. ولی از آقای حدّاد در آن سفری که در سنّ هفده سالگی به کربلا مشرّف شدیم، خاطرات و مطالب تعیین کنندهای از ایشان دارم، و بخش مهمّ اطّلاعات بنده نسبت به آقای حدّاد مطالبی است که از مرحوم آقا شنیدهام، و خُب حالات ایشان هم مشاهَدِ بنده بوده و تجربیّاتی با ایشان داشتهام؛ از این نقطه نظر مطالبی هست، و الاّ ما کجا و شکار عنقا کجا، ما جداً نمیتوانیم! بنده الآن که سالهای سال از فوت مرحوم آقا میگذرد تازه در حدود سعۀ خودم متوجّه بعضی از مطالبی میشوم که ایشان فرمودند، و شاید به بعضیهایش هم تا به حال نتوانستم برسم و بعضی از مطالب هنوز برایم مبهم است؛ بعضی از مطالبی که از آن معانی گفتند و هنوز من نتوانستم به آن معنا و به آن مراد ایشان دسترسی پیدا بکنم.
سؤال: آیا کیفیّت ارتباط بین اولیاء و امام علیه السّلام به این نحو است که هریک از اولیای خدا بهواسطه و از طریق آن اسمی که خودشان به حقیقت آن اسم رسیدهاند با امام علیه السّلام که مظهر تمام اسماء و صفات الهی است ارتباط برقرار میکنند؟
امام علیه السّلام، مظهر اتمّ اسماء و صفات الهی
جواب: البتّه به نظر میرسد در لابهلای صحبتهایم به این مسئله هم اشاره کردم. امام علیه السّلام مظهر اتمّ همۀ اسماء است؛ مظهریّت به این معنا که به وجود آورندۀ حقایق عینی خارجی اسماء و صفات است. مثلاً فرض کنید که مکتشفی مانند ادیسون یا یکی از مخترعین و مکتشفین که میخواهد مسئلهای را کشف بکند، راهی را طی میکند و حرکتی را انجام میدهد و به نقطهای میرسد که یکمرتبه در آنجا توقّف میکند. در حینی که دارد فکر میکند، جرقّهای به ذهنش میزند و آن مشکل برایش حل میشود. حلّ آن مشکل، ظهور اسم علیم پروردگار است توسّط امام زمان وقت؛ یعنی امام علیه السّلام آن جرقّه را در آن موقع به سر و قلب ادیسون و مخترعین و مکتشفین وارد کرده است.1 همینطور آن دانشجویی که کتاب را بازکرده و شب دارد آن را مطالعه میکند یا آن طلبهای که درسش را دارد در شب مطالعه میکند، چه کسی این نقاط را حل میکند؟ چه کسی این گرهها را باز میکند؟ و چه کسی این کار را انجام میدهد؟ من خیال میکنم این کتاب را خواندهام و به مطالبش رسیدهام و مفتخر هستم بر اینکه توانستهام این مشکل را حل کنم، غافل از اینکه پیچ، دست دیگری است و ما فقط عروسک و رباتی هستیم، او است که دارد إعمال میکند؛ بخواهد باز میکند، نخواهد میبندد، به مقدارش، یکی را زود باز میکند و یکی را یک خُرده دیرتر باز میکند. اینها همه مربوط به امام علیه السّلام است.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به افق وحی، ص 177 و 318؛ عنوان بصری، ج 1، ص 116.
