اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی

درس‌هایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضوان‌الله‌علیهم‌اجمعین

16504
نفحات انس
جلسات

جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی

50
  • برخی از حالات مرحوم حدّاد در حالت فناء فی الله

  • جواب: البته در بعضی موارد اتّفاق می‌افتد که وقتی انسان هم‌چنین حالاتی پیدا کند، طبعاً احتمال دارد که بدن دچار بعضی ناراحتی‌های غیر اختیاری شود. گاه‌گاهی اتّفاق می‌افتاد که ایشان شب که می‌رفتند برای تجدید وضو، همین‌که وضو می‌گرفتند و می‌خواستند بیایند، می‌افتادند و تا صبح همین‌طور در حال بی‌هوشی بودند؛ خب طبعاً صدماتی متوجّه ایشان می‌شد. یا فرض کنید که روزها می‌گذشت و ایشان در آن حالت محوی که بودند اصلاً یک قطره آب یا یک لقمه غذا نمی‌خوردند، یعنی اصلاً این غذا از گلو پایین نمی‌رفت؛ و خُب طبعاً بدن آن سیر طبیعی خودش را طی ‌می‌کند.1 از این موارد ممکن است اتّفاق بیفتد؛ امّا اینکه مثلاً بخواهد نسبت به دیگران مطلبی یا کاری انجام بشود، نه‌خیر هم‌چنین چیزی را بنده از ایشان اطّلاع ندارم و نشنیده‌ام.

  • مراتب اشراف اولیاء نسبت به حقایق عالم وجود

  • سؤال: جمع مطلبی را که از حضرت ابوی نقل فرمودید که: «کلام ایشان حق را نازل می‌کرد»، با این عبارت که عارف بر عین ثابت اطّلاع و اشراف دارد و آن عین ثابت از علم الهی نشئت یافته و محقّق می‌‌شود، چیست؟ آیا وجود بخشیدن به طریقی و اتّصال به ولایتش باعث این خواهد شد؟ هم‌چنین جمع این مطلب، با راضی بودن به قضای الهی، یا اینکه علم به ارادۀ الهی پیدا می‌کند، به چه نحو است؟

  • مرتبه اشراف بر حقائق

  • جواب: در عالم ثابتات که همان عالم ملکوت است ـ البتّه عالم مثال هم که عالم اشباح است، خودش به نحوی متأثّر از عالم ملکوت است، ولی عالم ملکوت به عالم معانی ارتقاء پیدا می‌کند ـ عارف در مراتب مختلفۀ خودش، گاهی اوقات نسبت به آن حقایق صرفاً اطّلاع پیدا می‌کند و این اطّلاع نه در آن مرتبۀ اتّحاد است، بلکه ممکن است در مراتب پایین‌تر از اتّحاد، این قضیه انجام شود؛ مثل اطّلاعی که ما از وقایع خارجی پیدا می‌کنیم. این یک نحوه اطّلاع است؛ و این همان است که من از مرحوم آقای انصاری نقل کردم. این کیفیّت از إشرافِ بر حقایق و امور از خیلی عرفای الهی نیز دیده شده است، و اشراف هم اشرافِ صحیح است و اشرافِ خلاف نیست، واقعاً مطلب را می‌بینند و مسئله را ادراک می‌کنند.

    1. روح مجرّد، ص 68 و 525.