
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
45حالات مرحوم حدّاد هنگام اقامۀ نماز و تلاوت قرآن
سؤال: آیا حالات فنائی را که مرحوم حدّاد در هنگام نماز یا تلاوت قرآن داشتند، حضرت علاّمه یا خودتان مشاهده میکردید؟
جواب: آقای حدّاد اصلاً نمازش با نماز ما فرق داشت! اصلاً او یک نحو دیگری بود. ما در نماز در مقام اخلاص و زدودن تخیّلات و اوهام و تفکّرات هستیم و باید همینطور باشد، یعنی قاعدتاً برای ما در همچنین مرحلهای اینگونه است؛ گرچه مراتب دیگری هم هست، و مرحوم آقا اشاراتی نسبت به این مسئله داشتند. ما وقتی نماز میخوانیم توجّه میکنیم که افکار و تخیّلاتمان را کنار بزنیم؛ حالا یا به معانی توجّه میکنیم و یا همانطوری هستیم که مرحوم آقای حدّاد به آقای مطهّری فرمودند، حتّی به معانی هم نباید توجّه کرد بلکه توجّه صرفاً باید به حق باشد. این مسئله در ما با اراده و اهتمام و با إعمال است.
ولی در آقای حدّاد اصلاً این حرفها نبود، وقتی که ایشان میگفت الله اکبر، میرفت! دیگر کاری انجام نمیداد، دیگر تخیّلی را از خودش دفع نمیکرد، اصلاً او نبود که دیگر بخواهد فکر بکند. وقتی که ما نماز ایشان را میشنیدیم، میدیدیم اصلاً در خودش نیست که دارد میگوید ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ اصلاً دیگر توجّه به خودش ندارد، اصلاً فکر نمیکرد، اصلاً اهتمامی نداشت تا بخواهد إعمال رویّه بکند و بخواهد جهت عبودیّتی را از خودش به منصّۀ ظهور بگذارد. وقتی که میگفت الله اکبر، اصلاً دیگر عبد و فانی میشد. لذا در نماز اصلاً ایشان حالتشان یک حالت دیگری بود؛ نگاه میکرد به مهر ولی انگار نگاه نمیکند، سجده میکرد ولی انگار یکی دیگر ایشان را دارد به سجده وامیدارد، انگار از خودش اراده و اختیار سجده نداشت.
من از مرحوم آقا راجع به یکی از افراد شنیده بودم که میفرمودند: «در نماز در بعضی از حالاتش من احساس میکنم که ایشان چشمش جایی را نمیبیند.» آقای حدّاد وقتی که با شما صحبت میکرد، شما یک همچنین مطلبی را احساس میکردید که به شما نگاه میکند ولی انگار نگاه نمیکند. گاهی اوقات بچّهای یا کسی نسبت به یک جا مات میشود، یا گاهی اوقات برای انسان یکچنین حالتی پیش میآید. ایشان همچنین حالتی را حتّی در اوقات عادی داشتند؛ یعنی با شما صحبت میکند و شما را هم میشناسد، ولی حال ایشان انگار جای دیگری است، ذهن جای دیگری است. دو حالت را دارد رعایت میکند: یکی صحبت با شما است و حتّی اگر بعداً شما را ببیند صورت شما را بهجا میآورد؛ دیگر اینکه وقتی صحبت میکرد شما احساس میکردید او یک جای دیگر است و اینطور نیست که الآن با شما دارد گفتگو و مقابله میکند.
