
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
43مرحوم آقا و اولیای خدا اینطور نبودند؛ اگر کسی بالای منبر از ایشان تعریف میکرد دیگر او را دعوت نمیکردند؛ و اگر کسی حرفی میزد او را توبیخ می کردند، و اگر تکرار میکرد دیگر دعوت نمیکردند. آنها به دنبال مطالب دیگری بودند، آنها نفس نداشتند و مسائل را از دیدگاه ما نگاه نمیکردند. بله، توسّل نسبت به ائمّه علیهم السلام در روش و منش اولیای الهی، یک واقعیّت بود و هست؛ و آنها این راه را بدون توسّل، یعنی بدون آن توجّه باطن بتماممعنیالکلمه، نرفتنی میبینند، بلکه اصلاً امکان حرکت در این راه وجود ندارد! این مسئله تنها در انعقاد مجالس عزا نیست، بلکه فقط شمّهای از آن است؛ لکن تمام وجود آنها را همین توسّل به ائمّه علیهم السّلام تشکیل میدهد.
نظر خاصّ مرحوم آقای حدّاد و علّامه طهرانی به حضرت ابوالفضل علیه السّلام
مرحوم آقای حدّاد و همینطور مرحوم آقا ـ چون من غیر از این دو نفر از سایر اولیای الهی به طور شخصی چیزی نشنیدهام ـ نسبت به حضرت ابوالفضل سلام الله علیه یک نظر دیگری داشتند.1 گویا حضرت ابوالفضل حاجات عرفا و اولیای الهی، و البتّه حاجات همه را زودتر برآورده و به منصّۀ ظهور میرساند، و در بین عوام هم معروف است که اگر کسی حاجتی دارد پیش حضرت ابوالفضل زودتر حاجت او انجام میشود و به منصّۀ ظهور میرسد؛ همین مسئله نسبت به فتح باب برای اولیای الهی هم صدق میکند. گرچه حضرت ابوالفضل سلام الله علیه آنچه را که انجام میدهد در تحت ولایت سیّدالشّهدا است، و چون حضرت ابوالفضل فانی در سیّدالشّهداست، او را ابوالفضل کرده است. مسئله این است! منتها در اینجا خواست و مشیّت الهی بر این تعلّق گرفته است که از دریچۀ این نفس، افراد زودتر و سریعتر بتوانند به مقصود و مطلوب برسند. این مسئله نسبت به فتح باب مرحوم آقای حدّاد هم به همین کیفیّت بوده است.
توضیح فتح باب، انکشاف حقیقت و فناء فیالله
- رجوع شود به مهرتابناک، ج 1، ص 141؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 205.
