
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
40تمام آثار آن مجلس در همین روضه ظاهر میشود، و یک کلمه از این روضه نباید حذف شود.
التفات کردید؟! این خیلی عجیب است! یعنی ایشان این مطلبی را که آقای مطهّری گفتند، نمیفهمید؟! این چیزی است که به ذهن همۀ ما میرسد؛ ولی ایشان چه واقعیّتی را ادراک کرده که گفته است: «آن اثری که این مجلس دارد با این روضه تثبیت میشود»؟ لذا به ما میگفتند:
وقتی که مجلس مرا میخوانید، نروید به مجلس بعد؛ دنباله و روضهاش و آن چند کلمهای را هم که من به عنوان ذکر مصیبت در پایان آن مسئله آوردم، تا آخر مطالعه کنید، بعد بروید سراغ مجلس بعد!
یعنی این روضهای که در پایان مجلس است، عبارت است از: آن نورانیّت و حقیقتی که انسان را به مبدأ این نورانیّت، که سیّدالشّهدا علیه السّلام است، متّصل میکند. لذا وقتی متّصل شد آن مطالب عملی که قبلاً خوانده و صحبتهایی که در آن مجلس شده است اثر خودش را میگذارد. اینقدر ایشان نسبت به واقعۀ کربلا و آثار و برکاتش عجیب بودند که میفرمودند:
زنده باشم یا مرده، یک کلمه از این کتابهای من نباید حذف بشود، حتّی بعد از فوتم دست به این کتابها نباید زده شود. عین همینها باید وجود داشته باشد.
معلوم میشود این مطلب صرفاً یک مصیبت ظاهری و احساسات و عواطف نیست، صرفاً یک برانگیختن نیست؛ مسئله، بردنِ در حال و هوای امام حسین علیه السّلام است. ایشان میخواهند انسان را در آن حال و در آن وضع ببرند؛ و الاّ این جریانات و قضایا همیشه در طول تاریخ اتّفاق افتاده است، چقدر جنایات توسّط همین ستمگران تاریخ و حاکمان ظالم اتّفاق افتاده است؟! آتشها زدند، افراد را سر بریدند، تیر زدند و تیر باران کردند و چه کردند!
نظر مرحوم قاضی دربارۀ توسّل به سیّدالشّهدا
لذا دیدگاه و حالت ابتهال و توسّل این بزرگان نسبت به واقعۀ کربلا عجیب بوده است. مثلاً مرحوم قاضی میفرمایند:
