
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
39مرحوم حاج هادی دیگر در این سالهای آخر متنبّه میشود و توبه میکند و با آن مخالفین درمیافتد و دیگر وضعیّتش فرق میکند، و وضعیّتشان با مرحوم آقا هم عوض میشود.
توسّل و روضه خوانی در سیرۀ اولیاء
اهتمام و تأکید علّامه طهرانی بر مجالس روضه و احیای ذکر اهل بیت
این اولیای الهی نسبت به جریاناتی که انجام میشود نه اینکه بیتفاوتاند، هزار بار از ما نسبت به احیای ذکر اهل بیت راغبتر و شائقتر هستند. مرحوم آقا به عنوان یک تکلیف به ما توصیه میکردند که در ایّام محرّم وظیفۀ شما این است که بروید و از مقاتل برای مردم بگویید. حتّی میگفتند:
در دهۀ عاشورا درس نخوانید، میمنت ندارد. مقتل بخوانید، تاریخ عاشورا را بخوانید و اینها را بروید برای مردم بگویید!
در برگزاری مجالس همه به اتّفاق میگفتند: آنقدر که اخلاص در مجالس آقای طهرانی وجود دارد، در خود ما وجود ندارد. بنده از آقایانی که در همان موطن ایشان، خودشان هم مجلس داشتند شنیدم که گفتند: «این را ما میدانیم که آن اخلاصی که در اینجا هست، در میان ما نیست.» اولیای الهی اینطور بودند؛ خودشان بلند میشدند و سینه میزدند، خودشان مدّاح و ذاکر را دعوت میکردند و اگر روضه میخواند و کم سینه میزد او را توبیخ میکردند که چرا امروز کم سینه زدی؟! چرا کم روضه خواندی؟! اگر ما منبر میرفتیم و با صدا روضه نمیخواندیم یا اینکه کم روضه میخواندیم، ما را توبیخ میکردند. حال و وضعیّت خودشان در آن منبرهایی که سابقاً در طهران میرفتند اینطور بود.
ایشان میفرمودند: «منبری که در او روضه نباشد، مثل غذایی است که نمک ندارد!» و نسبت به بعضی از افراد اعتراض داشتند.
یادم است یک دفعه که مرحوم آقای مطهّری آمده بودند خدمت ایشان ـ چون هر هفته آقای مطهّری خدمت ایشان میرسیدند ـ من هم اتفاقاً چند دقیقهای در آنجا بودم ـ چون میآمدم و چایی میگذاشتم و میرفتم ـ صحبت راجع به کتاب معادشناسی ایشان شد. اگر ملاحظه کرده باشید ایشان در پایان هر مجلس یک روضه هم به مناسبت آوردهاند؛ آقای مطهّری به ایشان پیشنهاد میکرد: «آقا خوب است این روضهها حذف شود و این کتاب به صورت یکپارچه مطرح بشود!» ایشان فرمودند:
