
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
35نگاه مرحوم آقای حدّاد و اولیاء به قضایای روز عاشورا
اولیای الهی در قضیّۀ عاشورا به این جنبۀ سیّدالشّهدا علیه السّلام نگاه میکنند، نه صرفاً به تیر خوردن! او نگاه میکند به اینکه سیّدالشّهدا در کجا این خون را به بالا میریزد و در چه عالمی این مسئله را انجام میدهد، و نگاه میکند به آن حالت عشق و توجّه و به آن حالتی که این حقایق و مسائل دارد. چون قضیّه، یک قضیّهای است! خب من این قضیه را میخوانم، شما و دیگران این قضیه را میخوانید؛ ولی اهل نکته، نکته را مییابند که در پی قضیهای که در اینجا نقل شده است، چه بوده است.
آقای حدّاد در روز عاشورا به این مسائل توجه داشت. اشارۀ اولیای الهی و مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ در روز عاشورا و آن قضایا و وقایع به این مسائل بود، نه اینکه حالا شمر آمده و سر سیّدالشّهدا را بریده است. مگر سیّدالشّهدا فوقش چقدر اذیّت شد؟ بریده شدن سر خیلی اذیّت است و مسئله آسان نیست، ولی بالأخره ده دقیقه، یک ربع است، چند دقیقه بعد دیگر تمام میشود؛ بالأخره این ناراحتی که إلی الأبد نمیماند. یا وقتی به انسان تیر میخورد، خُب خیلی ناراحت میشود، خون میآید، پاره میشود و...، ولی بالأخره یک روز بخیه و پانسمان میکنند و این جوش میخورد و تمام میشود. صحبت در ارتباط با آن حال و هوایی است که سیّدالشّهدا در روز عاشورا در آن حال و هوا بوده است؛ این مسئله مورد نظرِ اولیای الهی بوده است و ما باید نسبت به این نکته خیلی توجّه کنیم. لذا باید به یکبهیک صحبتها و کارهای سیّدالشّهدا نگاه کنیم؛ به کیفیّت ارتباطش با زن و بچهاش نگاه کنیم و توجّه کنیم حضرت به آنها چه گفته است، در کجا گریه کرده، در کجا خنده کرده، کجا این را استمالت کرده، او را دلجویی کرده، به این قوّت قلب داده و در کجا تصرّف کرده است؛ اینها مسئله است!
