
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
درسهایی از سیرۀ معرفتی مرحوم قاضی، مرحوم حدّاد و علامۀ طهرانی رضواناللهعلیهماجمعین
جایگاه ولایت و حقیقت عاشورا در مکتب عرفان شیعی
25مکتب شیعه این است؛ یعنی آن معرفت، آن حقیقت و آن موقعیّتی را که شیعه برای امام علیه السّلام در نظر میگیرد و ادراک میکند، جایز نیست کسی را در آن حریم و در آن موقعیّت راه بدهد. بله، ما به مقتضای فهممان به دنبال آنها هستیم ـ چه غلط، چه درست ـ و انشاءالله خدا از تقصیراتمان میگذرد. اگر صحیح انجام دادیم خدا ثواب میدهد، و اگر خطا کردیم و غرض نداشتیم در آن صورت إنشاءالله خدا از خطایمان میگذرد.
در جریان عاشورا مسئله فقط مسئلۀ شهادت نبود، مسئله عبارت بود از: قیام به همۀ آنچه که یک فرد باید در قبال نزول مشیّت و تقدیر الهی نسبت به اسماء و صفات الهی انجام بدهد.
جلوهای از شخصیت حضرت علی اکبر در روز عاشورا
در روز عاشورا افراد عادی از اصحاب که خدمت سیّدالشّهدا علیه السّلام میآمدند و اذن جنگ میگرفتند، حضرت به خاطر رعایت برخی مسائل، مانند رعایت مسئلۀ ضیافت ـ مثل جریان حرّ بن یزید ـ میفرمودند: فعلاً صبر کنید، الآن نروید! اصحاب میآمدند و بهزور اصرار میکردند که: «آخر ما تا کی باید صبر کنیم؟» اصلاً شخص در وجود خود نبود، میخواست خودش را سریع به آن حقیقتی که ادراک میکرد برساند، و نگران این بود که مبادا بدائی پیش بیاید!1
ولی در قضیّۀ حضرت علیاکبر میبینیم وقتی که حضرت میآیند تا اجازه بگیرند فوراً سیّدالشّهدا میفرمایند: «برو!»2 این چه مسئلهای است؟ واقعاً عجیب است! کیفیّت برخورد سیّدالشّهدا با اصحاب به آن نحو، امّا با فرزند خودش ـ که تمام عالم فدای یک مویش هم نمیتواند بشود و اصلاً قابل نیست! ـ به این نحو! حضرت علیاکبر میدانید که بود؟ حضرت علیاکبر کسی بود که وقتی به سمت میدان حرکت کرد، سیّدالشّهدا علیه السّلام همان آیۀ ﴿ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾3 را که ائمّه ـ مانند حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام ـ برای اثبات امامت خودشان میخواندند، راجع به حضرت علیاکبر خواندند.4 یعنی اگر واقعاً مشیّت الهی تعلق نمیگرفت بر امامت حضرت سجّاد علیه السّلام قطعاً حضرت علیاکبر امام بعد از سیّدالشّهدا بود. بین حضرت علیاکبر و امام سجّاد فقط رتبۀ امامت بود؛ او امام بود و این نبود. تمام شرایط امامت را داشت، استعداد امامت، قابلیت امامت و فهم و ادراک آن را داشت.
- بحار الأنوار، ج 50، ص 176؛ الزام الناصب، ص 114.
- اللهوف، ص 112؛ بحار الأنوار، ج 45، ص 43.
- سوره آل عمران (3) آیه 34.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 15، ص 318.
