پرسش و پاسخ اعتقادی
8حالات و بروزات متفاوت امام صادق علیه السّلام
یک روز چند نفر از [اصحاب، در مجلس امام صادق علیه السّلام نشسته بودند]. حضرت با حال عصبانیّت آمدند در اطاق؛ اصحاب گفتند: «چیست؟» حضرت فرمودند:
برای اینکه یکی از کنیزهای من یک کار خلافی کرده بود، من رفتم او را بزنم و او از بس که از دست من در این اطاق و آن اطاق قایم شد، از دست من فرار کرد و من پیدایش نکردم! من تعجّب میکنم از این مردمی که به ما نسبت علم غیب میدهند و اینها دربارۀ ما چه میگویند و ... ! درحالیکه ما کنیزمان را نمیتوانیم پیدا بکنیم، دستمان به او نمیرسد، از دست ما فرار میکند، اینها چطور به ما این نسبتها را میدهند!
سیطره وجودی و احاطۀ علمی ائمّه علیهم السّلام
آنوقت [در ادامه روایت دارد] که: این آیۀ شریفهای که دربارۀ آصف بن برخیا در قرآن مجید آمده است که به یک طرفة العین تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان حاضر کرد:
﴿قَالَ ٱلَّذِي عِندَهُۥ عِلۡمٞ مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن يَرۡتَدَّ إِلَيۡكَ طَرۡفُكَ﴾.1
﴿قَالَ عِفۡرِيتٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ﴾.2
«[عفریتی از طایفۀ جنّ گفت]: من قبل از اینکه از اینجا بلند بشوی، تخت را از سبا در اینجا حاضر میکنم (در این یک ساعتی که اینجا نشستی من تخت را یک ساعته حاضر میکنم).»
آصف بن برخیا که وصیّ حضرت سلیمان بود گفت: «قبل از اینکه نور چشم برگردد (نه اینکه یک چشم بههم زدن)، تخت را اینجا حاضر میکنم.»
اینکه شنیدید میگویند: «”قبل از اینکه نور چشم برگردد“ یعنی یک چشم بههم زدن»، [معنایش] این نیست؛ بلکه «ردّ طَرْف» یعنی: این موجی که از چشم میرود، برگردد؛ و این خیلی زودتر از چشم بههم زدن است! چون انسان که این چشم را باز میکند، آن نور چشم باید به طرف بخورد و انعکاسِ شعاع برگردد تا انسان ببیند. و این نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر طی میکند، یعنی انسان در یک ثانیه به هرجا نگاه کند، اگر آن مسافت صد و پنجاه هزار کیلومتر باشد، انسان این صد و پنجاه هزار کیلومتر برود و برگردد، این یک طَرْف است؛ یعنی نوری که میرود، به چشم برگردد؛ این غیر از مژگان به هم زدن است.
- سوره نمل (٢٧) آیه ٤٠. امام شناسی، ج ٤، ص ١١٠:
«و امّا آن کس که به علم کتاب فیالجمله آگاهی داشت (یعنی: آصف بن برخیا که وصی و وزیر حضرت سلیمان بود) گفت: من تخت بلقیس را قبل از یک چشم به هم زدن در حضورت میآورم.» - سوره نمل (٢٧) آیه ٣٩. امام شناسی، ج ٤، ص ١١٠:
«از میان حضّار مجلس، عفریتی که از طایفۀ جن بود گفت: ”چنان بر آوردن تخت او قدرت دارم و در این امر طریق امانت میسپارم که قبل از آنکه تو از جایگاه خودت برخیزی، آن را نزدت حاضر کنم!“»
- سوره نمل (٢٧) آیه ٤٠. امام شناسی، ج ٤، ص ١١٠:

