پرسش و پاسخ اعتقادی
6بروزات و شاکلههای متفاوت انبیا و اولیا علیهم السّلام
سؤال: اینکه بزرگان گاهی خیلی زیاد ناراحت میشدند و گاهی خیلی شاد میشدند؛ این چطور میشود؟
جواب: اینها کمال و نقص نیست، [بلکه] اینها شاکلههای مختلف است؛ بعضیها یک سنخ هستند، [مثلاً] بعضیها شوخ هستند. آقا شیخ محمّد بهاری ـ رحمة اللَه علیه ـ از شاگردان درجۀ یک مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی همدانی بود و اصلاً در تمام حرفهایش متلک و شوخی بود؛ آقا سیّد احمد کربلائی1 هم از شاگردهای درجۀ یک بود که اهل مراقبه و دقّت و تحقیق بود و در واقع، جامعیّت داشت؛ آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی مثل اینکه این مرد اصلاً در عمرش نخندیده است و هرچه هست، همهاش انذار و بُکاء و اینها. حالا کدام یک از اینها [صحیح] است؟!
مزاح مرحوم بهاری با طلبهای در ایوان نجف اشرف
آقا شیخ محمّد بهاری رفته بود در ایوان [حرم] امیرالمؤمنین علیه السّلام ـ میرفت بالای ایوان و زیارت میخواند ـ یک طلبهای هم پولش تمام شده بود و رفته بود پنجرههای ضریح را گرفته بود و گریه و زاری که: یا امیرالمؤمنین، سهم ما را برسان! بعد در ایوان به هم برخورد کردند. مرحوم بهاری صدایش کرد و یک پول در کف دستهایش گذاشت؛ طلبه گفت: «نه، نه آقا! بنده ... !» آقا شیخ محمّد گفت: «بگیر! غیر از این از امیرالمؤمنین چیزی نمیخواستی، این گریه و زاریهایت برای همین بود، غیر از این چیزی نمیخواستی!»
این اصلاً همهاش از کمال اوست؛ این نقص نیست!
پرستاری نمودن شیخ محمّد بهاری از طلبۀ بیمار
و از حالات ایشان [این بود که] در مدرسه زندگی میکرد. یکی از طلبههای آن مدرسه در یک حجرۀ دیگر، مریض شد و دو سه ماه مرضش طول کشید و هیچکس را هم نداشت و همۀ کارهایش را همین آقا شیخ محمّد میکرد؛ میرفت برایش غذا میپخت و در دهانش میگذاشت، لباسش را میشست، و از این طلبه پذیرایی میکرد تا بعد از دو سه ماه این طلبه حالش خوب شد.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون احوال مرحوم آقا سیّد احمد کربلائی ـ رضوان الله علیه ـ رجوع شود به توحید علمی وعینی، ص ١٧؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ٤٧.

