اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرسش و پاسخ اعتقادی

0
جلسات
نسخه عربی

پرسش و پاسخ اعتقادی

15
  • جواب: تازه این چیزی نیست! حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام که می‌فرماید:

  • مَن عَلّمَنی حَرفًا، [فقد] صَیّرَنی عبدًا؛1 «کسی که یک حرف به من یاد بدهد، مرا بندۀ خود کرده است!»

  • و این طبق یک ملاک فلسفی خیلی متقن است؛ چون انسان به هر کسی که تسلّط پیدا کند، او بنده‌اش می‌شود. افرادی پول می‌دهند و غلامی می‌خرند و او ملک آنها می‌شود؛ افرادی هم مثل این معلّمین روحانی با تعلیمشان نفس انسان را خریده‌اند، پس نفس انسان عبد آنها است. اینکه امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فَمَن عَلّمَنی حَرفًا، [فقد] صَیّرَنی عبدًا!» خطابه نیست؛ این از «قضایَا الّتی قیاساتُها معها»2 است!

  • احوالات مرحوم حاج شیخ عبدالجواد اصفهانی

  • حاج شیخ عبدالجواد اصفهانی که الآن ایشان می‌فرمایند، از بزرگان بود. وقتی که ما قم بودیم [ایشان] یک مرد فاضل زاهد عابد خدا شناس متّقی و با فهم بود.

  • غالب شرح لمعه و همۀ قوانین و مقدار زیادی از رسائل و جلد اوّل کفایه و شاید مجموعاً نصف از مکاسب را پیش ایشان خواندیم.

  • و ایشان در بالای دالان بین مدرسۀ فیضیه و مدرسۀ دارالشّفاء حجره داشتند. و این مرد دقیق‌النّظر بود؛ وقتی می‌رفت مطالعه کند، حواشی را می‌دید و مطالعۀ سنگین می‌کرد و مطلب در دستش بود. خیلی هم آرام و شمرده شمرده صحبت می‌کرد.

  • ما یک وقتی مکاسب می‌خواندیم که مطّلع شدیم که ایشان تابستان نمی‌خواهند به اصفهان بروند؛ چون ایشان در آن موقع عیال نداشت و در آن حجرۀ بالای دالان بود. [فرش] آن حجره از همین حصیر‌های بوریا بود و ضخامت تشک ایشان هم مثل لحاف بود. عمّامه‌اش از همین عمّامه‌های کرباس بود و لباسش هم همین‌طور! درحالتی‌که ایشان نوۀ مرحوم محقّق کَرَکی و از رجال فضل و علم بود! ایشان دیر عیال گرفت؛ چون آن وقتی که سنّ ما مثلاً بین بیست و دو و بیست و چهار و اینها بود که ما قم بودیم، ایشان لااقل چهل یا چهل و پنج سال داشتند و الآن که فوت کردند، سنّشان تقریباً هشتاد و پنج بوده است. و علّت اینکه ایشان عیال نمی‌گرفتند این بود که تمکّن مالی نداشتند، خرجی نداشتند! و با نهایت عفّت، اصلاً از عفّت بالاتر، شما بگو عصمت، [زندگی می‌کردند]!

    1. جامع السعادات، ج ٣، ص ١٤١.
    2. اصطلاحی منطقی است، یعنی: «قضایایی که نیاز به دلیل ندارند و بدیهی هستند!» جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به الجوهر النضید فی شرح منطق التّجرید، ص ٢٠٢. (محقّق)