پرسش و پاسخ اعتقادی
12اشتراک شیعه و سنّی در جواز بوسیدن ضریح پیامبر
و من دیدهام که همۀ افرادی که به آنجا میآیند، میخواهند [حرم رسول خدا را] ببوسند و این اختصاص به شیعه ندارد! یعنی همۀ سنّیها هم همینطورند. و این مطلب، خصوص این وهّابیها و مرام آنها است. و خود همین سنّیهای دیگر از دست این وهّابیها نارحتند! و من شنیدم که در مصر در شبهای جمعه که مجلسی بر سر قبر حضرت زینب سلام اللَه علیها میگیرند و خطیب میآید و میخواند و ... ، بعد از اینکه مجلس تمام شد، یکی از دعاهایشان برانداختن همین وهّابیها و از بین رفتن اینهاست. یعنی اصلاً دعا میکنند که: خدایا این شیاطین را از روی زمین بردار، این ملاعنه را از زمین بردار!
گفتم: خُب شیخ چرا شما به اینها نمیگویید؟! حالا آن امام جماعت مدینه هم با مجموعهای که با او بودند، نشسته بود! تا اینکه این حرف را زدم، [شیخ عمر] با حال عصبانی گفت:
یا سیّدنا! واللَه هُم مشرکون! هم مشرکون؛ «قسم به خدا خود این [وهّابیها] مشرکند، خود اینها مشرکند!
دفاع عالم سنّی از توسّل شیعیان به خمسۀ طیّبه
بعد گفت که:
من امروز صبح که طواف میکردم، دیدم بعضی از این ایرانیها ایستادهاند و دارند دعا میخوانند: «إلهٰی بِحقِّ فاطمة و أبیها و بَعلِها و بَنیها!» این امام جماعت مسجد الحرام داشت عبور میکرد، گفت: «إخسَأ! لا تَتَکلَّم! هذا شِرکٌ ... ؛ ”ساکت شو! ساکت شو! این حرف چیست؟! إلهٰی بِحَقِّ فاطِمَة و أبیها و ... چیست؟! اینها چیست؟! اینها شرک است! اینطور دعا نکنید!»
قسم میخورد که مطلبی که الآن میخواهم بگویم، در ذهن من هیچ سابقهای نداشت و در آنوقت خدا در ذهن من وارد کرد؛ گفت:
تا آن امام جماعت این حرف را زد، رفتم جلو و به او گفتم: إخسَأ! أنتَ مُشرِک، أنتَ مُشرِک!
(إخسَأ یعنی: خفه شو! إخسَأ را به سگ میگویند، یعنی: دست از واق واقت بردار!)
آن امام جماعت تعجّب کرد، گفت : «چطور؟!»
گفتم: تو قرآن را قبول داری یا نداری؟ گفت: «بله!»

