پرسش و پاسخ اعتقادی
10«الهی چون به خودم آیم از جملۀ خاکسارانم و خاک بر سر؛ و چون در تو مینگرم از زمرۀ تاجدارانم و تاج بر سر.»1
اختلاف حالات حضرت یعقوب علیه السّلام در اطّلاع بر غیب
یکی پرسید از آن گمکرده فرزند *** *** که ای روشنگهر، پیرِ خردمند! ز مصرش بوی پیراهن شنیــــدی *** *** چرا در چاه کنعانش ندیــــدی؟!2 در آیۀ قرآن داریم وقتی که حضرت یوسف پیراهن خودش را به برادرش3 داد: که ببر برای پدرم، حضرت یعقوب بوی پیراهن یوسف را قبل از اینکه از کنعان تا مصر بیاید، شنید. تا اینکه آورد و [حضرت یعقوب گفت]: «بوی پیراهن یوسف میآید!» تا بالأخره آمد و پیراهن را بر گردنش انداخت.4
﴿فَلَمَّآ أَن جَآءَ ٱلۡبَشِيرُ أَلۡقَىٰهُ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ فَٱرۡتَدَّ بَصِيرٗا قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مِنَ ٱللَهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾؛5 چشمش باز شد، آن چشمی که کور بود.
﴿وَٱبۡيَضَّتۡ عَيۡنَاهُ﴾؛6 یعنی: سیاهیاش تبدیل به سفیدی شده بود، کور[شده بود]!
بگفت: احوال ما برق جهان است *** *** دمی پیدا و دیگر دم، نهان است گهی بر طارُم أعلیٰ نشینیم *** *** گهی بر پشت پای خود نبیـنیم7 برق جهان یعنی چه؟ یعنی: برق جهنده. «جهان» اسم فاعل است و الف و نونِ آن، الف و نون اسم فاعل است، مثل: دوان.
انتساب قدرتها به غیر خدا، شرکی آشکار
وقتی برای خدا باشد اینطوری است دیگر، مسئله همین است؛ وقتی با خدا نباشد، [مسئله مشکل میشود]!
این کسانی که میگویند: حضرت عبّاس چند متر قدّش بود، او چطور در بین آسمان و زمین است، [و چگونه این اعمال خارق عادت به او منسوب میشود، آیا] شما باور میکنید؟! در همین روضهها از این حرفها میزنند.
جوابش یک کلمه بیشتر نیست؛ شما که این قندان را از زمین بلند میکنید، این را از حول و قوّۀ خودت میدانی یا از خدا؟
اگر بگویی: «این کارهای کوچک و دنیایی از من است؛ و آن کارهای بزرگ که نمیتوانیم انجام بدهیم از خداست»، این شرک است! شما قدرت را در دنیا دو قسمت کردید؛ نصفش برای خودتان است و نصفش برای خدا! آنچه کوچک است مثل بلند کردن قندان، حول و قوّه و اراده و همه چیزش برای ماست؛ گرداندن خورشید و زمین و فصول اربعه و اینها برای خداست. پس دوتا خداست و این همان یزدان و اهرمن میشود دیگر! دوتا خداست و این شرک است! و شما نمیتوانید از عهدۀ این استدلال بر بیایید که این قندان بلند کردن را به خود نسبت بدهید و از خدا نبینید!
- مناجاتنامۀ خواجه عبدالله انصاری، ص ٩:
«الهی، چون با توام، از جمله تاج دارانم، تاج بر سر؛ و اگر بیتوام، از جمله خاکسارانم، خاک بر سر.» - کلّیّات سعدی، گلستان، باب دوّم، در اخلاق درویشان.
- کمال الدّین و تمام النّعمة، ج ١، ص ١٤٢؛ تفسیر الصافی، ج ٣، ص ٤٣؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج ٣، ص ١٩٢.
- تفسیر العیّاشی، ج ٢، ص ١٩٦.
- سوره یوسف (١٢) آیه ٩٦. ترجمه:
«چون بشیر از مصر آمد و آن پیراهن را بر روی صورت یعقوب انداخت، چشمانش باز شد و بینا شد و گفت: ”آیا به شما نگفته بودم که بهتحقیق، من از جانب خداوند چیزی را میدانم که شما نمیدانید؟!“» (محقّق) - سوره یوسف (١٢) آیه ٨٤: ﴿وَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ يَـٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَٱبۡيَضَّتۡ عَيۡنَاهُ مِنَ ٱلۡحُزۡنِ فَهُوَ كَظِيمٞ﴾.
ترجمه: «و از آنان روی گردانید و گفت: ”ای دریغ بر یوسف!“ و دیدگانش از شدّت غم و اندوه سپید شد. درحالیکه غم و اندوه خود را فرومینشاند.» (محقّق) - کلّیّات سعدی، گلستان، باب دوّم در اخلاق درویشان.
- مناجاتنامۀ خواجه عبدالله انصاری، ص ٩:

