معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(2)
7اوّل استیحاش کرد: «آقا این حرفها چیست و به ما چه مربوط است؟! این مسائل یعنی چه؟ مسائل طبق قرارداد و اینها انجام میشود.»
گفتم: نه، با تو شوخی ندارم، شما کِی میخواهید دست از سر ما بردارید؟!
گفت: «جوابش را بعداً به شما خواهم داد!»
رفت و دو روز دیگر ملاقاتش کردم وگفتم: بالأخره جواب من چه شد؟!
گفت: «من در این دو روز بین وجدان و بین سیاست، گیر کرده بودم؛ از یک طرف، مقتضای سیاست (سیاست شیطانی) به من اجازۀ ابراز این مطلب را نمیداد، و از طرف دیگر تو را شخص صادقی پنداشتم و دیدم وجدانم میگوید: باید مطلب را بگویی! بالأخره وجدانم را غالب کردم و الآن مطلب را به تو میگویم؛ ولی تو را به خدا قسم، این حرف را جایی نقل نکن و مطرح نکن و خلاصه سر ما را به باد نده!»
گفت: «جواب شما این است: شما تا وقتی نفت دارید بدبخت و بیچاره هستید! این جواب شما است!»
خب همینطور هم بوده است! خیلی زیرکانه و خیلی مرموزانه کار میکنند! ما میبایست از صد سال پیش، دویست سال پیش، سیصد سال پیش، خود را برای یک همچنین روزی آماده میکردیم! آنها از آنموقع به فکر بودند و ما در اینجا به مسائل دیگری میپرداختیم!
خدا انگلیس را لعنت کند! هرچه هست زیر سر همین انگلیس است! هرچه بد و بیراه میخواهید بگویید، به این انگلیس بگویید! تمام دنیا را این دارد میگرداند!1
در تمام مدّتی که از سابق به یاد داریم، یک نفر همچون امیرکبیر هم که چند صباحی آمد تا ایران را قدری جان بدهد، فوراً او را برداشتند و فوراً قطعش کردند! عجب، میخواهید برای ما دُم دربیاورید؟! میخواهید نفس بکشید؟! او را بردارید!
- . جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 126 و 164؛ رسالۀ نکاحیه (کاهش جمعیّت ضربهای سهمگین بر پیکر مسلمین)، ص 102 و 235؛ اسرار ملکوت، ج 3، ص 199.

