محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
3اگر مؤمنی در یک قضیّه نسبت به برادر مؤمن خود هفتاد بار حمل به صحّت کرد و در مرتبۀ هفتاد و یکم عمل او را به یک مسئلۀ قبیحی حمل نمود، در ایمانش خلل است.1
و جهتش هم همین است که هیچکس غیر از علاّمالغیوب بر نفوس اطّلاع ندارد! اگر ما خیلی هنر داشته باشیم، زوایای آن مسئله را از نظر ظاهر بیابیم، ولی ابداً از نظر باطن نمیتوانیم!
خداوند متعال به انسان گوش داده است و با این گوش صداها را میشنود؛ اگر ما خیلی بخواهیم در این قضیّه دقت به خرج بدهیم و مطلب را بالا فرض کنیم، این است که آنچه را که با گوش خود شنیدهایم واقعی باشد و اشتباه نشنیده باشیم، و این نهایت آن چیزی است که میتوانیم تصوّر کنیم.
نمونههایی از نقصان ادراک افراد نسبت به فرمایشات و حقیقت مسائل اولیای الهی
تذکّر این نکته خیلی ضروری است که بنده خودم در مجلسی بودم که حضرت آقا مشغول صحبت بودند، شخصی در کنار من نشسته بود و مطالب آقا را مینوشت، و من گاهگاهی در نوشتههایش نگاه میکردم و میدیدم غالباً اسم مطالب و کلمات را عوضی میشنود و عوضی مینویسد؛ منبابمثال «چ» فرمودند و او «شین» مینوشت، «قاف» فرمودند و او «کاف» مینوشت، و امثال ذلک. خب این نوشته به دست دیگران میرسد و بهعنوان یک سند به آقا منتسب میشود و یکمرتبه میبینید مطلبی که ایشان فرمودهاند، خلاف همان مطلب با اختلاف صد و هشتاد درجه، از ألسنه بیان میشود. ما اگر بخواهیم خیلی دقت بکنیم، آنچه که میشنویم درست باشد، همین مقدار، نه بیش از این؛ امّا آیا آنچه را که مورد نظر متکلّم است و شاید آنطوری که باید و شاید نتوانسته مطلب را ادا بکند و مسائلی در ذهنش است، او را هم مییابیم؟ نه خیر، نمییابیم!
حضرت آقا نقل میفرمودند:
یک وقت مرحوم حدّاد ـ سلام الله علیه ـ به اتّفاق یکی از آشنایان خود در بغداد یا کاظمین حرکت میکردند، آن شخص کار داشت و جایی میرود، و ایشان کنار قهوهخانهای مینشینند تا استراحت بکنند؛ اتّفاقاً صدای موسیقی از آن قهوهخانه به نهایت درجۀ شدّت و کیفیّت بلند بوده است! آن شخص وقتیکه برمیگردد میبیند ایشان روی آن تخت قهوهخانه نشستهاند و بغل گوششان هم موسیقی در حال نواختن است؛ آنهم چه موسیقیای، بیا و ببین!
- مصباح الشریعة، ص ١٧٣.

