محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
17امام حسین و امام حسن مشغول جمع کردن این دانهها شدند، هر کدام سه دانه برداشتند و سر دانۀ هفتمی با همدیگر گلاویز شده بودند، در آنموقع جبرئیل را دیدم که آمد و بال خود را به آن دانۀ هفتم زد و آن را نصف کرد تا نصفی را حسن بردارد و نصفی را حسین بردارد!“
قضیّه اینطور بود، آنوقت تو داری با یکچنین کسی که جبرئیل و ملائکۀ آسمان نمیتوانند تحمّل ناراحتی او را داشته باشند، این کار را انجام میدهی؟!»1
ماذا تَقولونَ إذ قال النّبیُّ لکُم ** ماذا فعلتم و انتم آخر الامم
بِعترتی و بأهلی بَعدَ مُفتَقَدی ** منهم أُساریٰ و منهم ضُرِّجوا بِدَمِ2
فرمایش امام سجّاد علیه السّلام دربارۀ وضعیّت اهلبیت در شام
منهال میگوید:
در شام حرکت میکردم، از کنار خرابهای گذر کردم، دیدم صدای ناله و گریه میآید؛ جلو رفتم و دیدم علیّ بن الحسین درحالیکه در غل و زنجیر است از آن خرابه بیرون آمد، و خون از زیر زنجیر بر روی ساقهای پایش روان بود. جلو رفتم و سلام کردم و عرض کردم: یا ابن رسول الله، حالتان چطور است و در چه وضع و کیفیّتی بسر میبرید؟
حضرت فرمود:
«إنّ مَثَلنا کمَثلِ بَنیإسرائیلَ، یُذبِّحونَ أبنائهم و یَستَحیونَ نساءَهُم!»
”ما را میکشند و اسیر میکنند به اینصورت که میبینی!“
«إنّ العربَ أمسَت تَفتَخرُ علَی العَجَمِ بأنّ مُحمّدًا صلّی الله علیه و آله و سلّم فیه، و إنّ قریشًا افتَخَرت علَی العرب بأنّ مُحمّدًا صلّی الله علیه و آله و سلّم منهم! [أمسینا معشرَ أهلِ البیتِ مغصوبینَ مُقتَّلینَ مُشرَّدینَ!]»3
”عرب بر عجم افتخار میکند که پیغمبر از آنِ اوست، و قریش بر غیر افتخار میکند که پیغمبر از اهل اوست؛ امّا ببین که این امّت، اهلبیت و عترت او را به چه روزی درآوردهاند!“
﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾.
- بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ٣٠٩، با اختلاف.
- وقعة الطف، ص ٢٧٣؛ الإرشاد، ج ٢، ص ١٢٤. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٦٠٥:
«چه پاسخ میگویید اگر پیغمبر به شما بگوید: چه بجا آوردید شما امّتی که آخرین امّتها هستید؟!
به عترت من و به اهلبیت من، پس از آنکه من از جهان رخت بربستم؟! بعضی از ایشان اسیر شدند و بعضی کشته و به خون سرخ خود آغشته گردیدند!» - موسوعة الإمام الحسین علیه السّلام، ج ٦، ص ٨٤٤.

