اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام

14555

محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام

16
  • مکالمۀ مرد شامی با یزید دربارۀ منزلت سیّدالشّهدا نزد رسول خدا

  •  آن مرد شامی وقتی که سرها را در بارگاه یزید آورده بودند، تا چشمش به سر سیّدالشّهدا علیه السّلام می‌افتد، رو به یزید می‌کند و می‌گوید: «یزید، این چه سری است که در مقابل خودت گذاشته‌ای؟»

  •  می‌گوید: «این سر حسین بن علی است که علیه ما قیام کرد، و ما فرستادیم تا او را دفع کنند، و روزگار او به این نحو درآمد!»

  •  گفت: «عجب! پس بگذار حکایتی برای تو نقل کنم:

  • من در زمان رسول خدا اسلام آورده بودم، ولی اسلام خودم را از اطرافیانم در روم مخفی کرده بودم. بارها می‌شد که به مدینه تردّد پیدا می‌کردم؛ در یکی از این سفرها که در مسجد مدینه نشسته بودم، دیدم که صاحب همین سر که در آن‌موقع طفل چند ساله‌ای بود، با برادرش پیش رسول خدا آمدند و گفتند: ”یا رسول خدا و یا جَدّاهُ، ما با هم کُشتی می‌گیریم تا ببینیم که

  • کدام‌یک بر دیگری غلبه می‌کند!“ حضرت فرمود: ”کشتی نگیرید؛ هر کدامتان بروید و خطّی بنویسید و بیاورید و به من نشان بدهید تا اینکه من بدانم کدامتان بهتر هستید و غلبه می‌کنید!“

  • اینها رفتند و هر کدامشان خطّی نوشتند و آوردند و به رسول خدا نشان دادند. من هم نشسته بودم و داشتم نگاه می‌کردم، دیدم رسول خدا همین‌طور به این خط‌ها نگاه می‌کند و نمی‌تواند یکی را بر دیگری ترجیح بدهد، و دلش نمی‌آید که بگوید: خطّ حسین بهتر است یا خطّ حسن بهتر است! حضرت فرمود: ”پیش پدرتان علی ببرید تا او قضاوت کند!“ 

  • پیش پدرشان امیرالمؤمنین علیه السّلام بردند. [حضرت هم نتوانست یکی را بر دیگری ترجیح بدهد و بگوید کدام بهتر است. رسول خدا فرمود: ”پیش مادرتان زهرا برویم تا او قضاوت کند!“

  • رسول خدا وارد منزل حضرت زهرا شد و سلمان هم به‌دنبالشان رفت. وقتی‌که برگشتند، رو به سلمان کردم و گفتم: قضیّۀ قضاوت به کجا انجامید؟ دیدم سلمان خندید و گفت: ”وقتی‌که این طفلین این خط را آوردند، حضرت زهرا نشسته بود و نتوانست یکی را بر دیگری ترجیح بدهد و دل یکی از آنها را بشکند، لذا گردنبندی از گردن خودش باز کرد که هفت دانه در میان او بود، و گفت: «هر کدام که بیشتر این دانه‌ها را برداشتید، قوی‌تر هستید!»