محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
12واقعاً خیلی عجیب است و انسان تعجّب میکند! البته دیگر تعجّب ندارد! یکی از آقایان میگفت:
من در این سکوت و صلح امام حسن علیه السّلام در شبهه بودم! آخر چطور شد که حسن بن علی صلح کرد؟! واقعاً این ننگی بود که بر دامان ائمّه نشست!
شخصی این حرف را میزد که یکی از علما و افراد معروف نجف بود، و جدّی هم میگفت! مگر در کتابهایشان ننوشتند: «علیّ بن الحسین، بد مُردنی انجام داد!» مگر ننوشتند؟! همان کسانی نوشتند که الآن بهعنوان اسلامشناس، کتابهای آنها در جامعۀ ما مطرح است!
و قولی کلّما جَشَأَت و جاشَت ** مَکانَکِ، تُحمَدی أو تَستَریحی1
آن شخص میگفت:
این چهکاری بود که امام مجتبی انجام داد؟! کار درست را حسین بن علی انجام داد! حسین بن علی آمد و از خودش یک نام نیک و جاودانه به یادگار گذاشت؛ حسین بن علی در مقابل دستگاه ظلم قیام کرد و خودش
را از بین برد و از هیچ چیزی نترسید و مرگ با عزّت را بر زندگی با ذلّت ترجیح داد!
من همینطور در شبهه بودم که آخر ایشان چه کاری کرد؟! تا اینکه زمان گذشت و زمان عبدالسّلام عارف، آن رئیس جمهور معدوم عراق پیش آمد؛ در آنموقع بین حکومت و مرحوم آقای حکیم، اختلافی افتاد. مسئلۀ آقای حکیم طوری بود که اگر ایشان علیه عبدالسّلام قیام میکرد و خون آقای حکیم ریخته میشد، هیچ فایدهای ـ حتّی به اندازۀ بال پشهای ـ در کار و در مسائل بهوجود نمیآمد! یعنی قضیّه طوری شده بود که قشنگ سر ایشان را زیر آب میکردند و کارهایشان را بر آن اساس انجام میدادند و کسی هم نفس نمیکشید و راحت انجام میدادند! آنجا فهمیدم که امام مجتبی علیه السّلام در چه وضعیّتی گرفتار بود!
نهی عقل و شرع از قیام بدون فایده
آدم نباید بیخود خودش را از بین ببرد! اگر از بین بردن نفع داشته باشد، بسم الله، همه باید بروند؛ و اگر نفع نداشته باشد، روز قیامت باید جواب بدهند! این حرفها نیست! ترسیدن از جنگ، حرام و خلاف است؛ ولی نگفتهاند که خودت را در دهن شیر بینداز! شما در بیابانی بروید و بگویید: من باید با این شیر نبرد کنم و حساب او را برسم! تا بخواهی فکر کنی، حسابت را رسیده است و دو تا تپه را هم گذرانده است! آنوقت کیست که بیاید و به داد تو برسد؟!
- مطلع انوار، ج ٦، ص ٦٣٧:
«در تفسیر المیزان، جلد ٤، صفحۀ ١١٢، راجع به دو منطق احساس و منطق عقل، و طرفداران این دو منطق میفرماید: ”احساسیّون در فداکاریهای خود و جنگها میگویند: اگر پیشرفت کردیم، کامیاب شده و به لذّات و مقاصد خود رسیده و از دشمن نجات پیدا کردهایم، و اگر مغلوب شدیم و کشته گشتیم، نام ما در تاریخ ضبط و مورد محمدت مردم بعدی واقع خواهیم شد؛ ولی منطق عقل میگوید: در هر دو حال رضای خدا را بهدست آوردهایم.
و قِس فی ذلک بینَ قولِ عَنترة، و هو علیٰ منطقِ الإحساسِ:
و قولی کلّما جشَأَت و جاشَت ** مَکانَکِ، تُحمَدی أو تَستَریحی
(و گفتنِ من به نفس خودم هرگاه که تزلزل پیدا کند در هزاهِز، که: بهجای خود ایستادگی نما؛ اگر کشته شدی تو را مدح میکنند و اگر پیروز شدی از دست دشمن راحت شدی!)
و بینَ قولهِ تعالیٰ، و هو علیٰ منطقِ التعقُّلِ:
﴿قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَهُ لَنَا هُوَ مَوۡلَىٰنَا وَعَلَى ٱللَهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ * قُلۡ هَلۡ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحۡدَى ٱلۡحُسۡنَيَيۡنِ وَنَحۡنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمۡ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَهُ بِعَذَابٖ مِّنۡ عِندِهِۦٓ أَوۡ بِأَيۡدِينَا فَتَرَبَّصُوٓاْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ﴾. (سوره توبه (٩) آیه ٥١ و ٥٢)“»
[«ای پیامبر، به ایشان بگو: هیچ امری ـ چه خوب و چه ناپسند ـ به ما نمیرسد مگر اینکه آن را خدای برای ما مقدّر کرده است. او مولا و صاحب اختیار امر ماست، و فقط مؤمنون بر خدا توکّل میکنند * بگو: آیا جز این است که شما یکی از دو خیر و دو امر پسندیده را برای ما انتظار دارید؟ (یا فتح و پیروزی و یا شهادت و بهشت و رضوان الهی!) امّا ما انتظار داریم که عذاب الهی یا به دست او و یا به دست ما بر شما فرود آید، پس حال که چنین است در انتظار بمانید که ما هم با شما منتظر امر الهی هستیم!» (اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٠٣)]
- مطلع انوار، ج ٦، ص ٦٣٧:

