محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
5خود ائمّه علیهم السّلام در حالات متفاوت و مراتب مختلفهای این ادعیه را فرمودهاند، لذا قطعاً از نقطۀ نظر تأثیر و تأثّر باید این دعاها، با حالات و خصوصیّات نفسانی خواننده منطبق باشد، وإلاّ تأثیر نمیکند و چهبسا تأثیر خلاف داشته باشد. تمام این اذکاری که از ائمّه وارد است، براساس خصوصیّات نفسانی و مراحل و مراتبی است که انسان در طیّ حرکت، با آن خصوصیّات و مراتب قرین است، و اگر ذکری را در مرتبۀ دیگری بگوید، اثر معکوس دارد! چه شخصی این را تشخیص میدهد و چه کسی متصدّی صلاح و فساد این ذکر است؟ بنده یا شما؟ هیچ کدام! چهبسا انسان در انجام عبادت و ذکر و یک عمل مستحبّی خود را در انبساط و انشراح و علوّ احساس کند، درحالتیکه عین سقوط اوست! چه شخصی این را تشخیص میدهد؟ خود ما؟ نهخیر، ما نمیتوانیم تشخیص بدهیم!
انسان بعد از گذشت ماهها و سالها متوجّه میشود که نهتنها قربی پیدا نکرده است، بلکه بسیار هم دور شده است و باید برگردد و تمام این چند سال را جبران کند و بعد، از ابتدا حرکت کند! این بهخاطر این است که ما بر زوایای دل و زوایای نفس و روح خودمان اطّلاع نداریم!
محدودۀ ادراک عقل از عالم واقع و حقیقت
یکی از سرمایههایی که خداوند به انسان عنایت کرده است سرمایۀ عقل و فکر است. خداوند برای ادراک کلّیات و ادراک مجرّدات، در انسان عقل را به ودیعه گذاشته است؛ براساس نزول عالَم امر و تدبیر و عالم تقدیرِ مصالح و مفاسد در عالم امکان، از عقل به اندازۀ تقدیر مقدِّر در هر ظرفیّتی به ودیعه گذاشته شده است. این عقل، عقل هیولانی است؛ یعنی درست است که این سرمایه در وجود انسان هست، ولی این سرمایه هنوز به تجرّد و فعلیّت خود نرسیده است، لذا این عقل فقط در بعضی از مسائل میتواند اظهار نظر کند. از نقطۀ نظر اینکه عالم واقع و عالم حقیقت، یک واقعیّت و یک حقیقت بیشتر ندارد، امکان ندارد تشخیص عقل، مخالف با عالم واقع و حقیقت باشد! امّا صحبت در این است که آنمقداری که عقل بهعنوان کلّی و تجرّد و صلاح و فساد ادراک میکند، منطبق با مراتب و خصوصیّاتِ همان مرتبه از عالم امکان است، نه بیشتر. بهعبارت دیگر، چون حقایق در عالم امکان دارای مراتب و مواضع و منازل مجرّدۀ متفاوتی است، لذا هر شخصی به اندازۀ آنمقداری که عقلش به آن مرتبه برسد، به آنمقدار از واقعیّت و حقیقت رسیده است. امّا یکچنین مسئلهای وجود ندارد که عقل در یکموقع با کلامی یا با نظریّهای مخالف با نظریّۀ خود مواجه بشود!

