محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
4در روایت است: «در هر منزلی که موسیقی وارد شود، غیرت از آن منزل بیرون میرود!»1
آن شخص بهخاطر همان تقدّس و عدم ارتکاب حرام و استماع غنا، به ایشان نزدیک نمیشود و از همان دور اشاره میکند که آقا بیایید، آقا بیایید! ایشان هم ابداً متوجّه منظورش نمیشوند! دوباره جلو میآید و همینطور اشاره میکند. از آنطرف میخواهد صدای موسیقی به گوشش نرسد تا یکوقت مرتکب حرام نشود، و از اینطرف هم میخواهد مؤمنی را که فعلاً گرفتار این قضیّه است، از مهلکه نجات بدهد. خلاصه در چنین مسئلهای گیر کرده بود. بالأخره ایشان متوجّه میشوند و میگویند: بله؟ از من چه میخواهی؟
میگوید: آقا موسیقی بود!
ـ: کجا؟
ـ: آقا دارد موسیقی میزند، نگاه کنید!
ـ: بله، عجب، عجب، عجب!
معلوم است که ایشان اصلاً و ابداً در این فکرها و در این حالها و در این حواسها نبودند!
حالا همان افرادی که ممکن است در دل و ضمیر آنها خللی باشد اگر این وضع و کیفیّت را ببینند، چه حکمی میکنند؟ اینجا است که میگویند: انسان نمیتواند زود در یک مسئله قضاوت کند. شما از این قضیّه صریحتر و رساتر به مطلب سراغ دارید؟! ولی میبینید اصلاً واقع چیز دیگری است، و مسئله چیز دیگری است! لذا اینها نمیتوانند [واقع را ادراک کنند].
علّت نیاز بشر به پیروی از اولیای الهی مشرف بر نفس و روح انسان
این سرمایههایی که خداوند برای راهنمایی انسان و راهیابی به مطلوب، به بشر عنایت کرده است، اینها بهتنهایی برای رسیدن به واقعیاتِ حوادث کما هی هی کافی نیستند. همین عبادات و ادعیه و همین اذکاری که در لسان ائمّه علیهم السّلام برای تزکیۀ روح و نفس در کتب ادعیه مقرّر و مدوّن است، حکم دارویی دارند که برای تجویزشان، نیاز به طبیب است. شما از اوّل مفاتیح الجنان شروع کنید تا آخر مفاتیح، صبح تا شب دوره کنید؛ این کار هیچ فایدهای ندارد و به اندازۀ سر سوزنی تأثیری در نفس شما ایجاد نخواهد کرد!
- الکافی، ج ٥، ص ٥٣٦.

