محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
13امر به معروف و نهی از منکر یکی از أوجب واجبات است، ولی در جایی که نفعی داشته باشد، و حاکم به آن نفع هم عقل است؛ عقل میگوید: امر به معروف برای ایجاد مصلحت در فرد و در جامعه است؛ پس اگر مصلحتی نباشد تو زحمت چه میکشی؟! نهی از منکر برای از بین بردن مفسده در جامعه است؛ پس اگر هیچ نفعی مترتّب نباشد، میخواهی چهکار کنی؟! پس در اینجا هم حکم عقل میآید.
علّت نهی ائمّه علیهم السّلام از قیامهای بعد از واقعۀ عاشورا
وقتیکه عقلْ ما را به اینجا رساند، آنوقت اگر امام گفت: «این کار را انجام نده!» آن حکم امام بر آن حکم شرع، حکومت پیدا میکند. لذا امام باقر علیه السّلام به زید بن علی فرمودند: «قیام نکن، کشته میشوی و فایدهای هم ندارد!»
قیام زید بن علی چه تغییری در دستگاه خلافت ایجاد کرد؟ به اندازۀ سر سوزنی هم تغییر ایجاد نکرد! آن کسی که تغییر ایجاد کرد و مردم را زیر و رو کرد سیّدالشّهدا بود.
متوکّل بن هارون ـ شاگرد امام صادق علیه السّلام ـ برهان را بر یحیی بن زید ـ فرزند هجدهسالۀ همین زید ـ تمام میکند و به او میگوید: چرا میخواهی قیام کنی؟
میگوید: ظلم است!
میگوید: آیا بهتر از تو نیستند که تشخیص بدهند؟ یا فقط تو تشخیص میدهی؟!
میگوید: تو از جنگ میترسی؟!
میگوید: این جواب من شد؟! من دارم بحث منطقی قضیّه را میکنم و تو داری از ترس من حرف میزنی؟! اگر قبول داری که أعلم هستی بسم الله، به میدان بیا؛ و اگر قبول نداری، باید بهدنبال أعلم بروی! اگر بخواهی خودت را فریب بدهی، فایدهای ندارد!1
میخواهی پسر زید باش، میخواهی پسر بلافصل خود امام باش، فایده ندارد! لذا میرود و کشته میشود و هیچ نتیجهای هم بهبار نمیآید. امام صادق هم برای او گریه میکنند و ناراحت میشوند و طلب رحمت میکنند؛ بعد امام میفرماید: «من که به او گفتم: انجام نده! چرا رفت و انجام داد؟!»2
محمّد و ابراهیم، فرزندان عبدالله محض، در مدینه بودند ـ إنشاءالله شاید روزی بیاید و قضیّۀ اینها را بگویم که بدانید در تاریخ چه چیزهایی هست3 ـ ابراهیم غَمر، فرزند عبدالله محض آمد تا امام صادق را برای بیعت خود الزام کند، و حضرت قبول نکرد. او حضرت را در محلّ نگهداری چهارپایان در زندان مدینه به زندان انداخت!4 آنوقت این قیام او ارزش دارد؟! آخر ای احمق، تو امام صادق را به زندان میاندازی و قیام میکنی! آن قیام بر سرت بخورد!
- الصحیفة السجّادیّة، ص ١٢؛ مدینة معاجز الأئمة الإثنیٰ عشر، ج ٦، ص ١٣٤.
- الصحیفة السجّادیة، ص ١٦.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٥، ص ٢٠٨ ـ ٣٣٨؛ ج ١٦، ص ٢٦٩ و ٣٢٥؛ ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٤، ص ٣٦ ـ ٦١؛ اسرار ملکوت، ج ٣، ص ٨٧.
- الکافی، ج ١، ص ٣٦٣.

