محدودۀ حجیت حکم عقل و حکم شرع و حکم امام علیه السلام
10موسی بن جعفر علیهما السّلام به علیّ بن یقطین دستور میدهند که از این به بعد، همانطوری وضو بگیر که اهلتسنن وضو میگیرند. چرا؟ آنچه عقل حاکم است و ما مییابیم این است که باید بر طبق یافتۀ خود از ظواهر شرع و ظواهر ائمّه علیهم السّلام عمل کنیم، و خود عقل در کنار این دلیل و برهان، یک جای خالی باقی میگذارد و آن این است که حکم ولیّ بر این حکمِ من در اینجا تقدّم پیدا میکند؛ پس حکم امام، حکم عقل را کنار نمیزند، بلکه حکم امام در راستای حکم عقل عمل میکند. این کار را عقل انجام میدهد بهخاطر اینکه خود عقل میگوید: من به باطن اطّلاع ندارم و او اطّلاع دارد، و من نمیدانم در پس پرده چه خبر است و لذا حکم نمیکنم؛ پس آن شخصی باید حکم کند که خودش اطّلاع دارد. موسی بن جعفر است که به مسائل پشت پردۀ هارون اطّلاع دارد؛ امّا من هرچه بنشینم، نمیتوانم به این نکته برسم که از من سعایت شده است، چون علم غیب ندارم.
به این نکته خوب دقت کنید: اگر من علم غیب داشتم و بر مصالح و مفاسد کما هو حقُّه مطّلع بودم، دیگر هیچ نیازی به نامۀ موسی بن جعفر نبود! این نکته خیلی مفید است برای اینکه ما چطور سیره و سنّت را استخراج کنیم.
اگر همانطوری که موسی بن جعفر بر قضایا اطّلاع داشت و بهواسطۀ این اطّلاع، نامه فرستاد که: «ای علیّ بن یقطین، وقتی این نامه به تو میرسد مانند اهلتسنّن وضو بگیر!»1 علیّ بن یقطین هم تعجّب میکند که من شیعۀ امیرالمؤمنین و دنبال موسی بن جعفر هستم، چرا حضرت این را گفته است؟! از آن طرف هم میبیند که شکّ و شبههای در نامه نیست، و نامه هم نامۀ موسی بن جعفر است! عقل او حکم میکند که از باب تعبّد، باید حرف موسی بن جعفر را بپذیری! وقتیکه میپذیرد و عمل میکند، بعداً میبیند که عجب، از او پیش هارون سعایت کردهاند و این فرمایش حضرت بر آن اساس است! امام میفهمد ولی این نمیفمهد!
- الإرشاد، ج ٢، ص ٢٢٧.

