لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبّد در مقام اطاعت از اوامر آنها
4لزوم یقین ظاهری جهت وصول به یقین وجدانی
برای رسیدن به این مرتبۀ یقین، باید یک یقین و علم دیگری باشد تا انسان را به این یقین و به این علم وجدانی برساند. آن یقین و علم دیگر، یقین و علم ظاهری است.
امکان حصول شک و تردید در یقین ظاهری، و عدم امکان آن در یقین باطنی
اگر ما دقّت کنیم، متوجّه این مسئله میشویم که یقین ظاهری قابل خدشه و قابل ردّ و ایراد است، و در بسیاری از مسائلی که به آنها علم و قطع پیدا میکنیم، بعداً تبدیل به شکّ و ظن میشود، و در بسیاری از مسائل و حوادثی که ما علم داریم و میتوانیم با ضرس قاطع نسبت به آن مسائل اظهار نظر کنیم، بعداً دچار شکّ و تردید میشویم. این مسئله یک امر طبیعی و عادی است؛ چهبسا مجتهد در مقام فتوا در یک مسئله، نظر قطعی پیدا کند ولی پس از گذشت چند صباحی نظرش برگردد و به نظر دیگری تبدیل شود.
﴿وَيَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنۡ أَمۡرِ رَبِّي وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا﴾.1
شنیدم از بعضی از مراجع و مجتهدین معروف که در یک روز چهار بار نسبت به یک مسئله تغییر عقیده میدادند! تمام اینها به این خاطر است که آنطور که بایدوشاید به این مسئله نرسیدهاند، و با گذشت زمان و رسیدن به مطالب دیگر و تغییر و تحوّلاتی که در فکر و جولان ذهنی آنها پیدا میشود، عکسالعملهای متفاوتی نسبت به این قضیّه از خود ابراز میکنند؛ این به این جهت است که هنوز به یقین نرسیده است، یقینی که گذشت زمان و حوادث آینده نتواند آن یقین را دچار تردید و شک، بلکه علم به خلاف بکند! بنابراین، آیۀ شریفه میفرماید: ﴿وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا﴾؛ یعنی انسان نمیتواند به عقل خود اکتفا کند!
إنشاءاللَه در مباحث آینده به این مسئله میرسیم که فرق بین حجّیت عقل از نقطۀ نظر ترتّب اثر و بین عدم تنجّز او در مسائل کمال نفسانی و قضایا از چه باب است، و عدم تنافی بین این دو قضیّه چگونه است و به چه نحو باید این مسئله را حل کرد که از یک طرف، شارع و وجدان و فطرت به عقل آدمی حجّیت میبخشد
- . سوره إسراء (17) آیه 85.

