لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبّد در مقام اطاعت از اوامر آنها
12علّت نیاز به پیغمبر و امام حیّ جهت تکامل نفوس
اینکه اجرای احکام در هر زمینه و در هر موقع به دست پیغمبر است که هم حکم را بیان میکند و هم موقع آن حکم را، به این جهت است که ما از پیغمبر بینیاز نیستیم؛ والاّ پیغمبر تمام احکام و مسائل را در بینالدفّتَین بیان میکرد و بعد هم میگذاشت و میرفت. انطباق قضایای جزئیّه بر قضایای کلّی، و مصادیق جزئیّه بر احکام کلّی، و اینکه در هر قضیّه چه باید کرد، در توان ما نیست! حدّاقل در بعضی از مواردِ جزئی، این مسئله قابل تصوّر است، نه در آن مسائل کلّی و حیاتی جامعه و مسائل مربوط به تکامل نفس انسان، که بههیچوجه منالوجوه ما راه به باطن حوادث نداریم!
قد أحکَمَ مَراهِمَهُ؛ «در هنگامی که میخواهد مرهم بگذارد و لطف و عنایت کند، آن کار را محکم و درست و بهجا انجام میدهد، و شیرینی و حلوا را بهموقع به انسان میدهد!»
انسان در بعضی از اوقات در یک وضع و موقعیّت و حالی است که نیازی به حلوا ندارد و نباید چیز شیرین بخورد، و اگر بخورد معدهاش اذیّت میشود؛ یا در بعضی از مواقع اگر انسان بخواهد عبادتی انجام بدهد که آن عبادت به ضرر او تمام میشود، نباید انجام بدهد؛ حالا چه شخصی ملاک برای انجام و یا برای عدم انجام است؟! انسان در بسیاری از مواقع، ملاک و مناط برای صحّت و قرب را اشتباه میبیند؛ مثلاً عمل را مستحبّ و انجام آن را مقرِّب میبیند، درحالتیکه مبعِّد او است. منبابمثال، انفاق در راه خدا صحیح است، ولی نه در هر موردی؛ روزه برای تزکیۀ نفس مفید است، امّا نه در هر شرایطی؛ جهاد در راه خدا مفید و بلکه لازم و

