لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبّد در مقام اطاعت از اوامر آنها
9میشوند، و با حدس و گمان و ظن، تحت تأثیر احساسات، تحت تأثیر شایعات، تحت تأثیر جوّ و تحت تأثیر ظاهر قرار میگیرند بهنحویکه همان افراد با یک چرخش، مطلب حق را باطل و باطل را حق جلوه میدهند! «لیسَ فیهِ شیءٌ أخفیٰ مِنَ الحقِّ و لا أظهرَ مِنَ الباطلِ!»
خدا خودش از آدم دستگیری کند! واقعاً مسئله طوری میشود که انسان در بعضی از اوقات بهنحوی مِن حیثُ لا یشعر در یک کوران از قضایا و حوادث قرار میگیرد که آن حوادث او را مغلوب میکنند و قدرت تأمّل و تفکّر را از او میگیرند، بهگونهای که باطل را حق و حق را باطل میبیند و انجام میدهد و ترتیب اثر میدهد و بعداً متوجّه میشود که مسئله از چه قرار بوده است!
وصول به مراتب بالاتر یقین با عبور از منویّات نفسانی
در اینجا و در این برهه و مرتبه است که انسان باید منویّات خود را به کناری بگذارد و آن نقطۀ احتمال و آن مرتبۀ خلأ را در پیش روی خود مجسّم کند و در هر قدمی که میخواهد بردارد، با احتیاط حرکت کند و نسبت به مسائل با تأمّل و با تعمّق نگاه کند و آیۀ ﴿وَكَأَيِّن مِّنۡ ءَايَةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ يَمُرُّونَ عَلَيۡهَا وَهُمۡ عَنۡهَا مُعۡرِضُونَ﴾1 را در نظر بیاورد! اینجا همانجا است و الآن همان برهه است!
نکته در اینجا است که گرچه ممکن است برداشت و بصیرت ما نسبت به قضایا بهنحوی باشد که از نقطۀ نظر ظاهر برای ما مؤمِّن و منجِّز باشد و به عبارت دیگر، از نقطۀ نظر ظاهر، حجّیت بهوجود بیاورد و در روز قیامت ما را عذاب و عقاب نکنند؛ ولی آیا مسئله به همینجا تمام میشود و به همین مرحله باید بسنده کنیم و از قضایا بگذریم؟! خب این گوی و این میدان!
مسئله به این کیفیّت تمام نمیشود که ما صرفاً از اینکه از نقطۀ نظر ظاهر به
- . سوره یوسف (12) آیه 105. الله شناسی، ج 3، ص 311:
«و چه بسیار آیات و نشانههایی در آسمانها و زمین وجود دارند که ایشان پیوسته بر آن مرور میکنند و میگذرند درحالیکه از آن نشانهها و علامتهای توحید حق، اعراض دارند.»
- . سوره یوسف (12) آیه 105. الله شناسی، ج 3، ص 311:

