لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبّد در مقام اطاعت از اوامر آنها
8در یک حادثه به شخص دیگری گفته بود:
من الآن احساس میکنم که در این قضیّه، مسئله غیر از این است، و در این واقعۀ مهم، مطلب غیر از آن بود که من میپنداشتم!
و چهبسا خود را سرزنش و ملامت میکرد.
ببینید، عقل احساس میکند به مرتبۀ بیست رسیده است، ولی کجا میتواند به آن قضایای پشت پردهای که چشمها و أبصار و أفئدۀ امثال من نسبت به آنها عاجز و اعمیٰ است، راه پیدا کند؟! ابداً امکان ندارد!
تجربه و استقراءِ در این مطلب، ما را به این نکته میرساند که در هر مسئلهای از مسائل که ما قطع پیدا کردیم، باید یک جای خالی و یک محل برای احتمال خلاف نگه داریم؛ مگر در آن مسائلی که دیگر بههیچوجه هیچگونه شکّی در آنها وجود ندارد و برای آن مسئله، تأیید و مددی از باطن به ما برسد! کجا ما میتوانیم به عقل خود و به یافتههای خود اتّکا داشته باشیم؟!
فرمایش امیرالمؤمنین علیه السّلام دربارۀ دوران پنهانی حق و آشکاری باطل
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
سَیَأتی علیکُم مِن بَعدی زَمانٌ لیسَ فیهِ شیءٌ أخفیٰ مِنَ الحَقِّ، و لا أظهَرَ مِنَ الباطِلِ، و لا أکثَرَ مِنَ الکِذبِ عَلَی اللَه و رسولِهِ.1
«پس از من، زمانی بر شما خواهد آمد که در آن زمان هیچ مسئلهای خفیتر و پنهانتر از حق وجود ندارد، و هیچ مسئلهای ظاهر و روشنتر از باطل در آن زمان وجود ندارد، [و هیچ مسئلهای بیشتر از دروغ بر خدا و رسولش وجود ندارد]!»
مطالب قَلب میشود و ظَهرُ البطن میشود، باطن به رو میآید و ظاهر به زیر میرود و مطلب بهنحوی میشود که حق در آنجا مخفی میماند؛ بهجهت اینکه افراد هنوز به آن مرتبه از یقین نرسیدهاند و با همان ملاکاتی که در سابق با آن ملاکات با حوادث روبهرو میشدند، در این جریانات هم با آن ملاکات با حوادث روبهرو
- . نهج البلاغة (عبده)، ج 2، ص 30.

