لزوم یقین جهت قبول ولایت پیامبر وائمه اطهار و وجوب تعبّد در مقام اطاعت از اوامر آنها
6و او را برای ترتّب اثر منجّز میداند و از طرف دیگر، عقل برای راهیابی به مطلوب کافی نخواهد بود و انسان نیاز به شریعت و نیاز به پیغمبر و نیاز به دستگیری دارد. این مسئله چگونه باید حل بشود؟ چون حلّ این مسئله برای آن مطلبی که مورد نظر است، لازم است؛ یعنی اینکه چگونه ما به سیرۀ ائمّه علیهم السّلام پی ببریم و کشف سیره از تاریخ به چه نحو است، و اینکه آیا ما میتوانیم به چنین ملاکی برسیم یا نمی توانیم، بحثی است که دانستن آن متفرّع بر این است که ما این قضیّه را متوجّه شویم که: ﴿وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا﴾!
علّت امکان وقوع خطا در ادراکات عقلی انسان
آنمقدار از معلوماتی که خداوند متعال به ما عنایت کرده است، نسبت به آن مجهولاتی که در پیش داریم، صفر به بینهایت است، نه یک به بینهایت! مسائلی که در عالم مُلک و ملکوت است و قضایای پشت پردهای که بههیچوجه منالوجوه امکان دستیابی من و امثال من به آنها نیست، آنقدر بسیار است که در هیچ قدمی بدون دستگیری از بزرگان، امکان حرکت در آن قدم وجود ندارد، و ما نمیتوانیم با عقل خود حرکت کنیم، و ما به تنهایی با این بینش و علمی که خداوند به ما داده است، بههیچوجه منالوجوه قابلیّت برای حرکت نداریم!
یکی از بزرگان که از نقطهنظر علمی دارای مقام شامخی بود و شخص بسیار متّقی و زاهد و خوشفکر و خوشرأی و مرد متدیّنی بود و حتّی انسان خود را بینیاز از تتبّع و تفحّص در مطالب ایشان نمیبیند، به یکی از افراد گفته بود که او برای من نقل کرد که:
من الآن احساس میکنم که از نقطۀ نظر رسیدن به مراتب عقلی، در رتبۀ بیست قرار دارم؛ یعنی عقل من از نظر ادراک مسائل کلّی به رتبۀ بیست رسیده است، و دیگر مطلب مجهولی برای من وجود ندارد، و انکشاف مسائل و حوادث برای من به نحو أتمّ وجود دارد، و دیگر مسائل مجهولی برای من وجود ندارد!

